نجوم.ستارگان.سیارات.کهکشان.حیات فرازمینی.سیاهچاله ها.شهاب سنگ.یوفو.ماه.زمین.مریخ.ماهواره.خورشید.مشتری.تولدو مرگ ستاره.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

  منبع..سیامک زند پور درباره اهمیت دوره ها

 برای تفسیر تقویم‌ها، همیشه از عبارت «دوره مهم» استفاده خواهد شد. دوره مهم به این معنی است که در این دوره وقوع یک رویداد خاص بسیار محتمل است. هر دوره کامل دارای چهار نقطه مهم است (به بخش فلسفه خانه‌ها و مثلث‌ها رجوع شود) و در اصل فقط دارای دو نقطه مهم، یعنی آغاز (تولد) و پایان (مرگ) می‌باشد. به اینها دوره‌های مهم می‌گوییم. در میان این دو نقطه نهایی، پیشرفت و رکود وجود دارد و اینها هم دوره‌های مهم هستند. هر چیز که وجود دارد یک آغاز دارد و یک پایان و «عمر موضوع» نامیده می‌شود. این می‌تواند مثلاً در ارتباط با کار باشد که در زمان خاصی آغاز می‌شود و در زمان دیگری به پایان می‌رسد. یا یک رابطه دوستی یا آشنایی با کسی که روزی آغاز می‌شود و روزی به علت‌های مختلف به پایان می‌رسد. یا مثلاً در ارتباط با محل سکونت، اگر شخص از یک محل به محل دیگری اسباب‌کشی کند این به معنی پایان سکونت در محل قبلی و آغاز سکونت در محل جدید است.

رویدادهایی که به وقوع می‌پیوندند در ارتباط با خصوصیات آن مثلث‌ها هستند که سیارات در آن زمان از آنها عبور می‌کنند. مثلاً اگر تقویم نشان دهد که سیاره مشتری از وسط سال تا وسط سال بعدی در خانه دوازدهم یعنی مثلث چهارم است، به این معنی است که این دوره یک دوره مهم در ارتباط با خصوصیات مثلث چهارم است و شخص به‌طور صددرصد این خصوصیات را تجربه خواهد کرد. اصل هنر و مهارت در تعبیر و تفسیر این است که تشخیص داده شود که این خصوصیات به چه صورت و قوت نمایان می‌شوند. این‌جا باید دو عامل درنظر گرفت. عامل اول مربوط به قدرت دوره و عامل دوم مربوط به شرایط شخصی و خصصوصی خود فرد است.

شرط اول: قدرت دوره وابسته به این است که چند سیاره در یک مثلث یا مثلث مکمل باشند. با کمک رنگ‌ها این را می‌توان فوراً تشخیص داد. درباره تشخیص قوت دوره‌ها بعداً صحبت خواهیم کرد.

شرط دوم: خصوصیات فرد: این‌جا باید چند عامل درنظرگرفت از جمله: سن، جنسیت، شغل، موقعیت اجتماعی، ایدئولوژی، زمینه خانوادگی، شرایط فیزیکی و روانی و غیره. هر قدر اطلاعات ما درباره موارد فوق بیشتر باشد تشخیص و تفسیر دوره‌ها بهتر خواهد بود. معمولاً هر کس درباره خود بیشترین اطلاعات را دارد و در موقعیت خوبی است که برای خود این دوره‌ها را تفسیر کند.

در ارتباط با مثال فوق که مشتری در مثلث چهارم است، باید اضافه کرد که در آن سال، همه چیز بر مثلث چهارم متمرکز است، از جمله: محل زندگی، بیماری، جدایی، تنهایی، سرمایه‌گذاری، کارهای مخفی، مخارج سنگین، املاک، خانه و غیره. اگر شخص مورد نظر ما مثلاً یک کودک باشد، طبیعتاً نمی‌توان درباره سرمایه‌گذاری‌ یا زندان یا کارهای غیرقانونی حرف زد. این‌جا می‌توانیم این‌طوری تعبیر کنیم که کودک دوره بدی برای سلامت دارد و احتمال تصادف بسیار زیاد است. اگر قرار باشد او بیمار شود یا تصادفی در زندگی داشته باشد، در آن صورت وقوع چنین رویدادهایی در این دوره نسبت به هر دوره دیگر مثلث‌ها محتمل‌تر است. اگر قرار باشد از مادرش یا پدرش جدا شود، این دوره نشانگر آن خواهد بود. برای یک شخص بسیار پیر نمی‌توانیم درباره جدایی از والدین حرف بزنیم؛ چون با احتمال زیاد آنها خیلی وقت پیش مرده‌اند. برای این فرد می‌توانیم با توجه به سن زیادش تعبیر کنیم که وی یک دوره بدی برای سلامت دارد و حتی احتمال مرگ هم وجود دارد، تعیین یا تغییر وصیت‌نامه، خرید یا فروش املاک، احتمال هر نوع زیان و غیره. پس این‌جا ملاحظه می‌شود که ما باید از عقل سلیم برای تفسیر استفاده کنیم.

قبلاً به این نکته اشاره کردیم که بیشترین توجه باید به خورشید، کره ماه، مشتری و زحل معطوف شود. تعیین و ارائه دقیق نسبت اهمیت سیارات توسط اعداد، در حال حاضر کار بسیار مشکلی است. در مورد سیارات کند دوران (پنج سیاره آخر) می‌توانیم زمان عبور آنها را از یک خانه به‌عنوان معیار اهمیت قرار دهیم. (به جدول زیر مراجعه کنید). بنابراین، اهمیت زحل نسبت به مشتری 5/2 بار کمتر است. اهمیت اورانوس، هفت بار نسبت به اهمیت مشتری کمتر است و اهمیت نپتون 14 بار کمتر. برای پلوتو می‌توانیم به‌طور تقریبی بگوییم که اهمیت آن نسبت به مشتری حدود 25 بار کمتر است. برای تفسیر تقویم‌ها، می‌توانیم پلوتو و نپتون را تقریباً نادیده بگیریم. در جدول زیر ستون سمت چپ اهمیت سیارات کند دوران را با عدد ارائه می‌دهد.

شکل بعدی گوشه‌ای از تقویم سالانه را نشان می‌دهد.

جدول شماره 4

الف = زمان متوسط عبور از یک خانه

سیاره

الف

قدرت = 100، سیاره = الف

مشتری Jupiter

ا سال

100

زحل Saturn

5/2 سال

40

اورانوس Uranus

7 سال

14

نپتون Neptune

14 سال

7

پلوتو Pluto

10-25 سال

4 به‌طور تقریبی

 

     

A

A

A

A

A

 

A

تقویم شمسی

تقویم میلادی

 

مشتری

زحل

اورانوس

نپتون

پلوتو

 

سراژدها

9/6/1306

01/09/1927

 

1.2

241.8

3.4

146.7

106.7

 

84.2

8/7/1306

01/10/1927

 

357.3

243.7

2.2

147.7

107.1

 

82.7

9/8/1306

01/11/1927

 

354.2

246.6

1.1

148.5

107.1

 

81.0

9/9/1306

01/12/1927

 

353.8

250.1

0.5

148.7

106.8

 

79.4

10/10/1306

01/01/1928

 

356.6

253.7

0.7

148.5

106.2

 

77.6

11/11/1306

01/02/1928

 

1.8

256.7

1.6

147.8

105.6

 

75.9

10/12/1306

01/03/1928

 

8.0

258.6

3.0

147.0

105.1

 

74.3

12/1/1307

01/04/1928

 

15.3

259.2

4.8

146.3

105.0

 

72.6

11/2/1307

01/05/1928

 

22.5

258.3

6.4

146.0

105.2

 

71.1

11/3/1307

01/06/1928

 

29.5

256.3

7.7

146.1

105.7

 

69.5

10/4/1307

01/07/1928

 

35.1

254.2

8.3

146.8

106.5

 

68.0

10/5/1307

01/08/1928

 

39.1

252.8

8.3

147.7

107.3

 

66.4

10/6/1307

01/09/1928

 

40.4

252.8

7.5

148.9

107.9

 

64.8

 

     

A

A

A

A

A

 

A

تقویم شمسی

تقویم میلادی

 

مشتری

زحل

اورانوس

نپتون

پلوتو

 

سراژدها

9/6/1290

01/09/1911

 

219.7

50.0

296.7

112.5

89.1

 

33.7

8/7/1290

01/10/1911

 

224.9

49.3

296.2

113.1

89.2

 

32.1

9/8/1290

01/11/1911

 

231.4

47.2

296.5

113.3

89.0

 

30.5

9/9/1290

01/12/1911

 

238.0

44.9

297.5

113.0

88.6

 

28.8

10/10/1290

01/01/1912

 

244.6

43.3

299.1

112.2

88.0

 

27.1

11/11/1290

01/02/1912

 

250.2

43.4

300.9

111.4

87.5

 

25.4

10/12/1290

01/03/1912

 

253.9

45.0

302.5

110.8

87.2

 

23.8

12/1/1291

01/04/1912

 

255.3

48.0

303.7

110.5

87.3

 

22.1

11/2/1291

01/05/1912

 

254.0

51.7

304.3

110.8

87.7

 

20.5

11/3/1291

01/06/1912

 

250.5

55.7

304.1

111.5

88.3

 

19.0

10/4/1291

01/07/1912

 

247.0

59.2

303.2

112.5

89.0

 

17.4

10/5/1291

01/08/1912

 

245.5

62.1

302.0

113.6

89.7

 

15.9

....این‌جا ملاحظه می‌شود که سه ستون اول که به ترتیب حرکت مشتری، زحل و اورانوس را نشان می‌دهند دارای رنگ قرمز هستند و معنی آن این است که این دوره در ارتباط با مثلثی که توسط رنگ قرمز مشخص شده است، یک دوره بسیار نیرومندی است. ستون پنجم (پلوتو) نیز دارای رنگ قرمز است. اگر بخواهیم قدرت اهمیت خانه‌های قرمز با عدد ارائه دهیم، این قدرت عبارت است از 154 = 100+40+14 و چون پلوتو در خانه قرمز رنگ است 4 نمره دیگر هم اضافه می‌شود و به این ترتیب کل قدرت به مقدار 158 بالغ می‌گردد. در مقایسه اگر به شکل بعدی توجه کنید، می‌بینید که رنگ قرمز فقط دو بار وجود دارد، یکی مربوط به سیاره نپتون و دیگری مربوط به مشتری است. آن‌را که مربوط به نپتون است می‌توانیم کم و بیش نادیده بگیریم ولی از آن‌جایی که پلوتو در خانه سبز رنگ است که مکمل قرمز است و اورانوس در نزدیکی مرز بین سبز و قهوه ی قرار گرفته است، جمعاً کمی به اثر خانه قرمز مشتری اضافه می‌شود. بنابراین قدرت خانه قرمز عبارت است از 111 = 100+7+4 و چون اورانوس در نزدیکی مرز سبز و قهوه ی قرار گرفته است، در ذهن خود کمی به این مقدار اضافه می‌کنیم.

این روش محاسباتی تنها به این دلیل ارائه شده است که خواننده بتواند تشخیص قدرت یک دوره را راحت‌تر درک کند ولی بعداً برای تفسیر تقویم‌ها از این روش استفاده نمی‌شود. تعیین قدرت دوره از طریق محاسبه زیاد کامل نیست؛ زیرا عوامل دیگری هم وجود دارند که باید درنظر گرفت. مثلاً اواخر یک دوره معمولاً قوی‌تر است تا اوائل یک دوره. زحل برای 5/2 سال در یک خانه می‌ماند، قسمت اول این دوره اکثراً ضعیف‌تر است تا قسمت آخر آن؛ زیرا در قسمت آخر همه نیروها جمع شده‌اند و منتظر خروج یا به وقوع پیوستن هستند که توسط مشتری که سریع‌تر حرکت می‌کند تعیین می‌شود. برای این‌که یک رویداد بتواند به وقوع بپیوندند همه دوره‌ها باید مناسب باشند، یعنی دوره سالانه، ماهانه و روزانه. به‌عبارت دیگر، یک دوره سریع‌تر وقوع اثرات دوره کندتر را تنظیم می‌کند و زمان رویداد این اثرات را تعیین می‌کند.

در مورد مثلث‌های مکمل (قرمز مکمل سبز و آبی مکمل رنگ قهوه ی است) باید درنظر داشت که منظور از مکمل، یک جایگزینی صددردصد نیست، بلکه فقط یک حمایت و پشتیبانی. اگر مثلاً مشتری و زحل با هم در خانه سبز باشند، مثلثی که توسط رنگ‌ سبز مشخص شده است قوی‌تر خواهد بود تا این‌که مشتری در سبز و زحل در قرمز باشد.

عامل دیگری که بر قدرت دوره‌ها تأثیر می‌گذارد، موقعیت سیارات از همدیگر است. مهم‌ترین موقعیت‌ها به قرار زیر هستند:

مقارنه = فاصله صفر درجه بین دو اجسام سماوی

مقابله = فاصله 180 درجه

تثلیث = فاصله 120 درجه

تسدیس = فاصل 60 درجه

مقابله و مقارنه از همه قوی‌تر هستند. این حقیقت هنگام جذر و مد خوب قابل مشاهده است، زیرا جذر و مد به حداکثر می‌رسند هنگامی که خورشید و کره ماه در مقارنه یا مقابله هستند، یعنی در روز ماه نو و کامل به ترتیب. وقتی‌که دو سیاره در خانه‌های هم‌رنگ باشند آنها یا در مقارنه یا در فاصله تثلیث هستند. در تقویم‌ها با کمک عدد درجه ‌ها که در داخل هر برج درج گردیده است می‌توان فوراً تشخیص داد که آیا دو سیاره در مقارنه یا در تثلیث هستند. بنابراین توجه به درجه هایی که در هر برج درج شده‌اند کافی است که موقعیت سیارات از همدیگر شناسایی شوند. البته با روش تفسیر که در این کتاب ارائه می‌شود این موقعیت‌ها با کمک رنگ‌ها خودبخود در نظر گرفته می‌شوند، مثلاً اگر دو سیاره در دو رنگ مکمل قرار گرفته باشند، معنی آن این است که این دو سیاره یا در موقعیت تسدیس (فاصله 60 درجه) یا در مقابله هستند. این‌جا در اکثر موارد لازم نیست که حتماً بدانیم آیا این دو سیاره در مقابله یا تسدیس هستند؛ زیرا با توجه به روش تفسیر ما این در اکثر موارد زیاد اهمیتی نخواهد داشت ولی هر وقت لازم شد از عدد درجه ‌ها کمک می‌گیریم. هنگام بررسی نمونه‌های حقیقی، مطالب فوق به‌طور مفصل مورد بحث قرار می‌گیرند، لذا برای آشنایی، موارد فوق کفایت می‌کنند.

برای تفسیر حرکت سیارات یک مرز مشخصی بین دو خانه یا برج وجود ندارد. مرز تعیین شده فقط یک مرز قراردادی است و به این معنی نیست که آن طرف مرز بلافاصله یک اثر دیگری آغاز می‌شود. مرز دو خانه را باید به‌عنوان یک حاشیه که مخلوطی از دو خانه است درنظر گرفت و حتی بعضی اوقات منوط به موقعیت سیارات سریع‌تر، قسمت آخر یک خانه، حتی اگر سیاره از مرز هم عبور کرده باشد بزرگترین اثر آن خانه قبلی را نشان می‌دهد و این امر «اثر اتصالی» نامیده می‌شود و در بخش خلاصه اصول تفسیر بیشتر توضیح داده می‌شود. به‌طور کلی، دامنه یک حاشیه عبارت است از یک دهم تا دو دهم زمان لازم برای عبور مجدد از یک مرز.

مثلاً مشتری یک سال در یک خانه به‌طور متوسط می‌ماند و یک دهم تا دو دهم این زمان به مقدار حدود یک ماه تا 5/2 ماه بالغ می‌گردد، برای زحل حدود سه تا شش ماه، برای خورشید سه تا شش روز و غیره. این حاشیه‌ها بیشتر می‌شوند اگر مربوط به دوره‌های تناوبی مثلث‌ها باشند. مثلاً مشتری هر چهار سال وارد یکی از خانه‌های یک مثلث می‌شود. با توجه به این دوره تناوب چهار ساله، حاشیه مثلث‌ها به مقدار حدود پنج ماه تا نه ماه بالغ می‌گردد و اگر دوره تناوب مقارنه تا مقارنه را که هر 12 سال می‌باشد درنظر بگیریم، این حاشیه به مقدار یک سال تا 5/2 سال بالغ می‌گردد.

مانند دوره ماه نو و ماه کامل که در آن دوره، جذر و مد به حداکثر می‌رسند، همان‌طور دوره‌های مقابله و مقارنه دو سیاره، قوی‌ترین دوره آن دو سیاره را نشان می‌دهد و با کمی دقت قابل مشاهده می‌باشد. این نه فقط در زندگی فردی ما قابل مشاهده است، بلکه در روند تاریخ جهان به‌طور کل مانند گرایش جوامع و دولت‌ها، وضعیت آب و هوای مناطق مختلف، روند پیشرفت علم و صنعت و غیره. تقریباً هر 500 سال همه سیارات در یک قسمتی از آسمان گرد هم می‌آیند و کم و بیش در مقارنه هستند. هر 250 سال که نصف آن دوره است، همه سیارات یا در مقابله یا در مقارنه هستند. آخرین بار در سال 1982 میلادی یعنی 1361 هجری شمسی همه سیارات در یک قسمت آسمان به اندازه حدود 55 درجه در اطراف برج عقرب گرد هم آمده‌اند و قبل از آن تقریباً 500 سال پیش بود که چنین گردهمایی سیارات رخ داده بود. در آن زمان یک عصر جدیدی می‌توان گفت آغاز شد. کلمبوس قارة آمریکا را کشف کرد؛ گوتنبرگ (Gutenberg) روش چاپ کتاب را اختراع کرد، کوپرنیک فرضیه معروف خود را درباره منظومه شمسی و خورشید مرکزی آن ارائه کرد و خیلی چیزهای دیگر که باعث ظهور آن عصر جدید شد. از آن‌جایی ‌که این یک دورة تناوبی 500 ساله است لذا باید یک حاشیه 50 تا 100 ساله برای آن قائل شود. برخی می‌پندارند که اثر موقعیت سیارات باید در همان سال، ماه و روز به وقوع بپیوندد ولی این یک اشتباه است؛ چنین پدیده‌ها به تدریج اثر می‌گذارند همان‌طور که اثر ماه نو و ماه کامل در همان روز و ساعت نیست بلکه دو تا سه روز قبل و بعد قابل مشاهده است (مانند پدیده جذر و مد) در جدول شماره 5 دوره‌های تناوب مقارنه و مقابله سیارات مهم ارائه داده می‌شود. این اطلاعات برای کار عملی ما زیاد ضروری نیستند و بیشتر به‌عنوان اطلاعات عمومی ارائه می‌شوند.

در تقویم روزانه برای تعیین روز و ماه رویداد بیشترین توجه را باید برای دو ستون اول که مربوط به کره ماه و خورشید است قایل شد. برای تعیین روز رویداد باید به کره ماه و روزهای ماه نو و کامل توجه کرد و برای تعیین ماه رویداد باید در درجه اول به خورشید توجه کرد و سپس در درجه دوم باید به موقعیت سیارات کمکی، یعنی عطارد، زهره و مریخ توجه کرد.

در مورد خانه‌ها (یعنی دوره‌ها) می‌توان به‌طور کلی گفت که قسمت وسطی یک خانه نسبت به قسمت اول و آخر قوی‌تر است و قسمت آخر خانه نسبت به قسمت اول قوی‌تر است. مثال زیر نکات فوق را روشن‌تر می‌کند. فرض کنید که شب و روز دو خانه (یعنی دوره) هستند. غروب و طلوع که مانند مخلوطی از شب و روز هستند مرز این دو خانه را تشکیل می‌دهند. در وسط روز (وسط خانه) هوا روشن‌تر و گرم‌تر است نسبت به قسمت اول و آخر روز، ولی قسمت آخر روز نسبت به اول روز از لحاظ گرم بودن هوا قوی‌تر است؛ زیرا هنگام روز هوای گرم ذخیره شده بود.

در ارتباط با تفسیر تقویم‌ها باید درنظر داشت که اگر مثلاً یک دوره قوی در ارتباط با تصادف در حال جریان باشد، به این معنی نیست که یک تصادف باید حتماً رخ دهد. فقط در صورتی که قرار باشد در زندگی یک تصادفی رخ دهد، آن وقت این تصادف در چنین دوره‌ای روی خواهد داد. مثلاً در مورد خانم گاندی که در سال 1959، 1966 و 1980 به ترتیب به‌عنوان رهبر حزب کنگره و دو بار به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب شده بود. این رویدادها مربوط به مثلث دوم هستند؛ زیرا مثلث دوم نشانگر مقام و رهبری است و در سال‌های فوق این مثلث نسبت به همه سال‌های دیگر قوی‌تر بود. حال نمی‌توان گفت که هر کسی که در چنین دوره‌ای باشد باید نخست‌وزیر شود. موقعیت خود شخص هم باید درنظر گرفت. تقریباً یک شانزدهم مردم دنیا باید از همین تقویم و رنگ‌ها که برای خانم گاندی استفاده می‌شود، استفاده کنند و بنابراین آنها همین دوره‌ها را طی می‌کنند ولی هر کس طبق موقعیت خود این دوره‌ها تجربه می‌کند. این افراد با توجه به سن، موقعیت اجتماعی، خصوصیت فردی و غیره شاید در این دوره‌ها به بالاترین مقام در میدان فعالیت خود رسیده‌اند. یکی شاید شرکتی تأسیس کند و نفر دیگر شاید به‌عنوان مسؤول بخش یک اداره منصوب شود که بالاترین مقامی است که او می‌تواند در زندگی خود داشته باشد. بنابراین، اگر سرنوشت کسی چنین باشد که به مقام نخست‌وزیری برسد، آن‌وقت، زمان وقوع این رویداد و همه رویدادهای دیگر که در ارتباط با روند تکامل شرایط جهت رسیدن به مقام نخست‌وزیری می‌باشند، در ارتباط با همین دوره‌های مثلث دوم خواهد بود. دوره‌های یک مثلث، همه مراحل پیشرفت و تکامل در ارتباط با آن مثلث را نشان می‌دهد، به عبارت دیگر، همه تحولات مهم در مورد یک موضوع خاص (مانند کار و شغل) در این دوره‌ها به وقوع می‌پیوندند.

در مورد تقویم سالانه قبلاً به این نکته اشاره شد که به علت حرکت رجعی سیارات، قسمت اول و آخر یک خانه دارای یک شکستگی است و در مورد مشتری این شکستگی‌ها زیاد وجود دارند و ممکن است تفسیرکننده تازه کار را در یک موقعیت بی‌تکلیفی قرار دهد. به علت این‌که این شکستگی‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که سیاره در مرز دو خانه قرار گرفته باشد و با حرکت رجعی آغاز کند، این دوره‌ها را باید بیشتر به‌عنوان مخلوطی از دو خانه درنظر گرفت. مثلاً اگر یک خانه به دو یا سه قسمت شکسته شده و در طول 12 یا 18 ماه به‌طور پراکنده پخش شده باشد، ما کل آن دوره را به‌عنوان دوره آن خانه درنظر می‌گیریم. در تقویم ( A) گاندی ملاحظه می‌شود که در سال 1941 میلادی .در ستون مشتری، خانه‌ای که با سبز مشخص شد به سه قسمت در طول حدود 18 ماه پخش شده است. کل این 18 ماه را به‌عنوان دوره آن خانه درنظر می‌گیریم و به قسمت وسطی و آخری این دوره توجه بیشتری می‌دهیم. در سال 1952 ملاحظه می‌شود که در قسمت اول سال، مشتری وارد خانه قهوه ی رنگ یعنی برج ثور می‌شود و در طی چند ماه، همه 30 درجه این برج را طی می‌کند و وارد برج جوزا (سبز رنگ) می‌شود. در قسمت اول برج جوزا (سبز)، مشتری دارای حرکت رجعی می‌شود و در اواخر سال به برج ثور ( قهوه ی رنگ) برمی‌گردد. از آن‌جایی که طبق  ضمیمه 1 مشتری حدوداً تا حداکثر ده درجه می‌تواند به سمت عقب حرکت کند، لذا معلوم است که مشتری قبل از این‌که دارای حرکت رجعی شود، در برج جوزا (سبز) زیاد پیشروی نکرده است و در قسمت اول برج جوزا آغاز به حرکت رجعی کرده است. ترتیب جلورونده خانه‌ها همیشه به‌صورت قرمز، قهوه ی ، سبز و آبی است و یک ترتیب معکوس همیشه نشانه اثر حرکت رجعی است. برای تفسیر تقویم‌ها لازم نیست که برای حرکت رجعی توجه خاصی قایل شویم، ولی به‌طور کلی می‌توان گفت که هنگام حرکت رجعی، سیاره بیشتر اثر خانه قبلی را نشان می‌دهد. با توجه به هر چیزی که تاکنون درباره خانه‌ها گفتیم، کل  سال 1952 در تقویم خانم گاندی اثر خانه قهوه ی رنگ (برج ثور) را نشان می‌دهد و دوره خانه سبز رنگ (برج جوزا) از وسط سال 1952 آغاز می‌شود و در وسط سال بعد به پایان می‌رسد. در سال 1952 خانم گاندی شروع کرد که به‌طور فعالانه وارد میدان سیاست شود و این رویداد با موقعیت مشتری در مثلث دوم ( قهوه ی رنگ) مطابقت دارد.

تفسیرکننده باید توجه کامل به این دو نکته داشته باشد که تفسیر حرکت سیارات در درجه اول مبتنی است بر دوره‌های مثبت و دوره‌های منفی که با درجات قدرت و شدت‌های مختلف در حالت جریان هستند. در وهله دوم برای این‌که تشخیص دهیم این دوره‌ها در ارتباط با چه موضوعی هستند ما به مثلث‌های چهارگانه اهمیت می‌دهیم. با توجه به نکته اول فوق اگر به تقویم خانم گاندی نگاه کنیم می‌توانیم با کمک رنگ‌ها، دوره‌های مهم و قوی را فوراً تشخیص دهیم. به‌عبارت دیگر، دوره‌های قوی آن دوره‌هایی هستند که سیارات در موقعیت مقارنه، مقابله یا تثلیث نسبت به همدیگر باشند و این موقعیت‌ها توسط تمرکز رنگ‌های مثبت یا رنگ‌های منفی راحت قابل تشخیص هستند. مثلاً در حدود سال 1941 تا 43  رنگ‌های سبز و قرمز بسیار متمرکز بوده‌اند و بنابراین می‌توانیم بگوییم این یک دوره مهم در زندگی خانم گاندی بود. اکنون با توجه به نکته دوم فوق، می‌توانیم با کمک مثلث‌ها تشخیص دهیم که این دوره قوی در ارتباط با چه موضوعی بوده است. از آن‌جایی که رنگ سبز بیشتر دیده می‌شود ما متوجه می‌شویم که موضوع باید در ارتباط با مثلث سوم باشد؛ در سال 1942 خانم گاندی ازدواج  کرد و ازدواج مربوط به مثلث سوم است. یا مثلاً در  سال 1950 یک دوره بسیار منفی دیده می‌شود که با مرگ شوهرش مطابقت داشت. یک سال قبل از مرگ شوهر یعنی در سال 1959 که هنوز با این دوره منفی در ارتباط است خانم گاندی به بالاترین مقام حزب کنگره رسید، یعنی رهبر حزب شد. از آن‌جایی که این دوره منفی بیشتر توسط رنگ قهوه ی تشکیل می‌شود می‌توانیم بگوییم که موضوع باید در ارتباط با مثلث دوم باشد و رسیدن به چنین مقامی در حزب شامل این مثلث می‌شود. در حدود سال 1963 تا 64 یک دوره بسیار قوی مثبت در سال 1966 تا 67دیده می‌شود که در همان سال 1966 خانم گاندی به‌عنوان نخست‌وزیر هندوستان انتخاب شد. البته همان‌طور که قبلاً گفته شد این رویداد باید با دوره منفی ارتباط داشته باشد و در واقع سال 1966 مرز بین دو دوره بزرگ منفی و مثبت را نشان می‌دهد. بعداً وقتی‌که زندگی خانم گاندی را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم درباره این موضوع حرف بیشتری به میان خواهیم آورد. به‌هرحال، سال 1966 برای خانم گاندی آغاز یک دوره جدید زندگی، رسیدن به آرزوی خود، آغاز تجربه‌های جدید و غیره که همه مربوط به دوره مثبت هستند، بود.  سال 1977 تا 88 یک دوره بسیار منفی دیگر بود و در همان سال 1977 خانم گاندی مقام و قدرت خود را از دست داد. این‌جا باید توجه داشت که این دوره بیشتر توسط رنگ آبی، یعنی مثلث چهارم تشکیل می‌شود. مثلث چهارم نشانگر جدایی و از دست دادن مقام و قدرت است.

تقویم سالانه فقط یک دید کلی از اول تا آخر زندگی را می‌دهد و کاربرد آن محدود است. این تقویم روزانه است که کاربرد فراوانی دارد؛ زیرا این به علت حرکت سریع کره ماه و خورشید (زمین) است که ما دوره‌های روزانه و ماهانه تجربه می‌کنیم. تقویم روزانه را به همان صورت تقویم سالانه تفسیر می‌کنیم. در مورد دوره‌های روزانه ما باید توجه خاصی به روزهای ماه نو و ماه کامل قایل شویم؛ زیرا این روزها یک نوع «جذر و مد» یا اوج را در تحولات روزانه نشان می‌دهند. دوره ماه نو یا کامل از حدود دو یا سه روز قبل از ماه نو/ کامل دقیق آغاز می‌شود و به تدریج قوی‌تر می‌شود تا خود روز ماه نو/ کامل و حدود دو یا سه روز بعد به پایان می‌رسد. این روزها بسیار حساس و قابل توجه می‌باشند. این‌جا باید توجه داشت که این ماه نو/ کامل مربوط به کدام مثلث می‌باشند؛ زیرا رویدادهایی که به اوج می‌رسند مربوط به این مثلث می‌باشد. مثلاً اگر به تقویم روزانه به آن روزی که پدربزرگ خانم گاندی فوت کرد مراجعه کنیم، می‌بینیم که در روز 4/2/1931 (روز مرگ پدربزرگ) کره ماه در خانه دهم ( قهوه ی رنگ) بود و خورشید در خانه چهارم (آبی). از آن‌جایی که خانه چهارم و دهم روبه‌روی همدیگر قرار گرفته‌اند بنابراین کره ماه و خورشید در مقابله هستند و ماه کامل را تشکیل می‌دهند. خورشید در خانه چهارم دوره مثلث چهارم را نشان می‌دهد و مثلث چهارم مربوط به مرگ و جدایی از وابستگان می‌باشد. روز ماه کامل نشان می‌دهد که خصوصیات این مثلث چهارم به اوج خود می‌رسد و بنابراین یک دوره مهم روزانه و ماهانه در ارتباط با مرگ. در آن روز زهره که اهم در مثلث دوم ( قهوه ی ) قرار گرفته است به شدت مثلث چهارم اضافه می‌کند. درواقع، هر سال، کره ماه و خورشید چند بار در چنین موقعیتی هستند، ولی هر بار شدت و قدرت آن فرق می‌کند و همیشه همراه با مرگ نیست. اینجا باید به تقویم سالانه یا موقعیت حرکت سیارات کند دوران هم توجه داشت. اگر مشتری و زحل هم در ارتباط با مثلث چهارم باشند، آن وقت موقعیت خورشید و کره ماه خیلی قوی‌تر می‌شوند. به عبارت دیگر، آن چیزی که توسط مشتری و زحل نشان داده می‌شود، توسط خورشید و کره ماه به اجرا در می‌آید. در مورد خانم گاندی در آن سال مشتری در خانه هشتم (آبی) بود که متعلق به مثلث چهارم است، و زحل در مثلث دوم که مکمل مثلث چهارم است قرار گرفته بود. اورانوس که در قسمت اول مثلث دوم است و نپتون در مثلث دوم، به شدت این دوره اضافه می‌کنند.

دوره تناوب هر سیاره به طور جداگانه قابل تشخیص است. البته ادوار سیارات اصلی یعنی خورشید کره ماه، مشتری و زحل از همه راحتتر قابل تشخیص هستند. مثلاً در تقویم روزانه ملاحظه می‌شود که کره ماه هر 9 روز یک بار وارد یکی از خانه‌های یک مثلث می‌شود. اگر این عبورها را در مورد مثلث چهارم مشاهده کنیم درمی‌یابیم که در آن روزها سلامت ما از مقاومت کمتری برخوردار است و ناراحتی‌هایی از قبیل سردرد، دل‌درد یا هر درد دیگری بیشتر مربوط به این روزها می‌باشند و اگر چنین ناراحتی هر روز وجود داشته باشد در این صورت روزهای فوق، تحولی در ارتباط با این ناراحتی نشان خواهد داد که معمولاً به صورت افزایش این ناراحتی می‌باشد و یا بعضی اوقات که کمتر پیش می‌آید به صورت عدم این ناراحتی. ناراحتی‌های روانی هم مربوط به این مثلث چهارم می‌باشند. هر وقت کره ماه از مثلث چهارم عبور کند به این معنی نیست که شما باید حتماً احساس درد کنید، ولی در هر صورت یکی از جنبه‌های این مثلث را تجربه خواهید کرد. اگر قرار باشد که ناراحتی‌های فیزیکی یا روانی وخیمتر باشند در این صورت لازم است که مشتری و زحل هم در ارتباط با مثلث چهارم باشند، زیرا قدرت یک مثلث با افزایش تعداد سیارات در این مثلث یا در مثلث مکمل، افزایش خواهد یافت.

اگر عبور کره ماه را از مثلث سوم تحت مشاهده قرار دهیم درمی‌یابیم که در این روزها ارتباط و روابط ما با دیگران افزایش می‌یابد. به‌طورکلی همه آشنایی‌ها و مهمانی‌ها و افزایش تماس با دوستان بر این روزها متمرکز هستند. رویدادهای مهم در ارتباط با دیگران مربوط به مثلث سوم است. همه روزهای سودمند، روزهایی که هدیه دریافت می‌کنید یا آرزو و انتظارات شما برآورده می‌شود بر این روزها مثلث سوم متمرکز هستند.

با مشاهده حرکت کره ماه، ما نمی‌توانیم درجه اهمیت یک رویداد را تشخیص دهیم زیرا کره ماه رویدادهایی را نشان می‌دهد که در عرض یک ماه تکرار می‌شوند. بنابراین رویدادهایی که هر ماه چند بار تکرار می‌شوند نمی‌توانند رویدادهای مهم باشند و اگر قرار باشد کسی هر ماه 5 بار ازدواج کند، در این صورت ازدواج دیگر یک رویداد مهم نیست. از این رو، تکرار یک رویداد، معیاری است برای اهمیت یک رویداد. اگر کسی هر ماه مثلاً دو یا سه بار مهمانی می‌دهد این رویدادها مربوط به ماه می‌باشند. رویدادهایی که در عرض 12 ماه تکرار می‌شوند مربوط به خورشید هستند و روز وقوع رویداد توسط کره ماه مشخص می‌گردد. مثلاً اگر کسی در سال سه یا چهار بار مهمانی می‌دهد، این رویداد مربوط به خورشید هستند. رویدادهایی که در عرض دوازده سال تکرار می‌شوند مربوط به مشتری هستند و ماه و روز وقوع توسط خورشید و کره ماه تعیین می‌شود. مثلاً اگر کسی در طی 12 سال دو یا سه بار به خارج مسافرت کند، این رویدادها توسط مشتری نشان داده می‌شوند. رویدادهایی که در عرض سی سال تکرار می‌شوند مربوط به زحل هستند و سال، ماه و روز وقوع رویداد توسط مشتری، خورشید و کره ماه تعیین می‌شود. رویدادهایی که در عرض 84 سال (دوره تناوب اورانوس) تکرار می‌شوند مربوط به اورانوس هستند و سال، ماه و روز وقوع توسط زحل، مشتری، خورشید و کره ماه تعیین می‌شوند. رویدادهایی که در عرض 165 سال (دوره تناوب نپتون) تکرار می‌شوند توسط نپتون مشخص می‌شوند و رویدادهایی که در عرض 250 سال تکرار می‌شوند (دوره تناوب پلوتو) توسط پلوتو نشان داده می‌شوند و سال، ماه و روز رویداد توسط نپتون، اورانوس، زحل و همه سیارات دیگر تعیین می‌شود. البته چنین رویدادهایی خارج از طول عمر انسان است و مربوط به رویدادهای تاریخی می‌شود. به همین علت است که برای تفسیر عمر یک انسان، اهمیت زیادی برای پلوتو و نپتون قائل نمی‌شویم. به عبارت دیگر، یک سیاره با دوره تناوب بزرگتر و بنابراین یک ریتم آهسته‌تر، اثر کمتری بر چیزهایی دارد که سیکل آغاز رشد و پایان آنها سریعتر است. موضوع فوق توسط  اصل شماره 13 (فصل دوم) به طور کلی تغییر یافته، ولی دقیق‌تر، بیان می‌شود.

کم و بیش هر کسی این تجربه را دارد که احساس می‌کند که بعضی از رویدادها در زندگی او در ماه‌های خاصی در سال روی می‌دهند و چنین تجربه کاملاً درست است و او اشتباه نکرده است. اگر سرگذشت خود را کمی طبقه‌بندی کنید و با حرکت خورشید از مثلثها مقایسه کنید درمی‌یابید که رویدادهای خاصی در ما‌ه‌های خاصی روی می‌دهند. مثلاً همه رویدادهایی را که شما در آن به آرزوی خود رسیدید یا سودمند واقع شد بررسی کنید درمی‌یابید که اکثر آنها بر مثلث سوم متمرکز هستند. رویدادهایی که مربوط به زیان، از دست رفتن پول یا اموال، بیماری، ناراحتی‌های فیزیکی یا روانی و غیره که مربوط به مثلث چهارم هستند، بر زمان‌هایی متمرکز می‌شوند که خورشید از مثلث چهارم عبور می‌کند.

اثر یک سیاره، توسط سیارات دیگر که دارای سرعت دورانی سریع‌تر هستند تغییر پیدا می‌کند و کم یا زیاد می‌شود. مثلاً اگر مشتری در خانه یازدهم (مثلث سوم) باشد، به این معنی نیست که برای یک سال تمام، اثر این خانه به یک اندازه تجربه می‌شود مانند رسیدن به آرزوها، سود، تفریح و غیره. طی این یک سال، اثر مشتری توسط سیارات سریع‌تر یعنی مریخ، زهره، عطارد، خورشید و کره ماه تغییر پیدا می‌کند.

اگر یک سیاره در مرز دو خانه قرار گرفته باشد، اثر این سیاره، مخلوطی از مثبت و منفی است؛ در این صورت، سیارات سریع‌تر و مشخص می‌سازند که آیا اثر مثبت یا منفی آن سیاره به وقوع می‌پیوندد. در مورد خانم گاندی، هنگام ازدواج وی در تاریخ  1942 سیاره مشتری در مرز مثلث سوم و چهارم قرار گرفته بود و ازدواج مربوط به مثلث سوم می‌باشد. اکنون سیارات سریع‌تر از مشتری مشخص ساختند که کدام اثر آشکار شود. در روز فوق، مریخ در مثلث مثبت سوم بود، عطارد در مثلث اول، کره ماه و خورشید هم در مثلث اول، از آنجایی که سیارات فوق در خانه‌های مثبت قرار داشتند، اثر مثبت مشتری به وقوع پیوست.

قبلاً به این موضوع اشاره کردیم که (مانند ماه نور و کامل، مقارنه و مقابله، قوی‌ترین موقعیت دو سیاره می‌باشد. این موقعیت‌ها زیاد به مرز خانه‌ها وابسته نیستند و دامنه فعالیت آنها بزرگتر است. به طورکلی مقارنه و مقابله اثر آن مثلثی می‌دهند که در آن قرار گرفته‌اند. اگر موقعیت‌های فوق در نیمه اول یک خانه باشد، نشانگر مرحله آغازی این خانه و مرحله آخری خانه قبلی می‌باشد. اگر موقعیت‌های فوق در نیمه دوم یک خانه باشد، نشانگر مرحله آغازی این خانه و مرحله آغازی خانه بعدی می‌باشد. به عبارت دیگر، ماه نو یا کامل در نیمه کامل مثلث اول نشانگر آخرین مرحله مثلث چهارم و مرحله آغازی مثلث اول می‌باشد. اگر در نیمه دوم مثلث اول رخ دهد، نشانگر مرحله آغازی مثلث دوم و مرحله آغازی مثلث اول می‌باشد.

اگر شما می‌خواهید دقیقاً بدانید یک سیاره در کدام خانه یک مثلث قرار گرفته است بید با توجه به درجه طول سیاره به  این جدول مراجعه کنید.

تقویم روزانه فقط برای دوره‌های روزانه و ماهانه مفید است. البته دوره‌های سالانه هم در تقویم روزانه قابل تشخیص هستند ولی به علت اینکه دوره‌های سیارات کند دوران طولانی‌تر هستند بهتر است که از تقویم سالانه استفاده شود تا یک دید کلی درباره دوره‌های طولانی‌تر به دست بیاید. در تقویم روزانه مرحله یک دوره طولانی را نمی‌توان بدون زیاد ورق زدن صفحات تشخیص داد، یعنی نمی‌توان به راحتی تشخیص داد که آیا سیاره در قسمت اول، وسط یا آخر یک خانه است. البته با دانستن درجه طول سیاره و یاد گرفتن مبانی می توانید فوراً ین اطلاعات را در یابید. بنابراین توصیه می‌شود که اول با تقویم سالانه آغاز شود و سپس به تقویم روزانه مراجعه گردد. تقویم روزانه را می‌توان بدون در نظر گرفتن حرکت سیارات کند دوران هم تفسیر کرد ولی تفسیر کاملتر خواهد بود اگر سیارات کند دوران و سیارات سریع‌الدوران با هم در نظر گرفته شوند.

یک روش بسیار خوبی جهت فهمیدن اثر دوره‌های تناوب سیارات و مثلثها این است که دوره‌های گذشته، مطالعه و مقایسه شوند. برای این کار لازم است که ما درباره تاریخ رویدادهای گذشته خود تا جایی که امکان دارد اطلاعات دقیق داشته باشیم. مثلاً تاریخ آغاز مسافرت‌ها، بیماری‌ها، اسباب‌کشی‌ها، روزهایی که پر سود بودند یا آشنایی با افرادی که در زندگی ما اثر مهمی داشتند. آغاز و پایان کارهایی جدید، روزهایی که با دیگران اختلاف یا دعوا داشتیم روزهایی که زیانی متوجه شما شده و یا دوستی یا وابستگانی از دست دادید، و از این قبیل.

کسانی که دارای دفتر یادداشت روزانه یا دفتر خاطرات هستند فرصت خوبی دارند که از داده‌های خود استفاده کنند. کسانی که چنین منبعی ندارند می‌توانند هر چیزی که درباره گذشته خود می‌دانند با تاریخ روز، ماه و سال فهرست کنند و اگر هم روز یک رویداد را ندانند. اقلاً از ماه و سال استفاده کنند و از این به بعد برای خود یک دفتر خاطرات تهیه کنند. لازم نیست که همه خاطرات یک روز یادداشت شود، فقط لازم است که رویدادهای غیرعادی که هر روز اتفاق نمی‌افتند یادداشت شوند. اگر این کار را برای یک یا دو سال انجام دهند و روند روزانه را با حرکت کره ماه و خورشید مقایسه کنند حتماً به یک نظم در روند تحولات زندگی خود پی می‌برند. سرگذشت شما پر از اطلاعات مفید برای آینده است و ارزش بررسی دقیق را دارند. یک آیه از قرآن در این مورد می‌فرماید: «تاریخ گذشتگان، آیینه‌ای است برای آیندگان» و معنی این آیه خیلی عمیق‌تر از معنی ظاهری و اولیه آن است. هر اطلاعی که شما درباره آینده می‌خواهید، این اطلاعات را باید در گذشته جستجو کرد. از آنجایی که تقویم‌ها از سال تولد آغاز می‌شوند، شما می‌توانید مثلاً همه سال‌هایی را که مشتری در یکی از خانه‌های یک مثلث است با هم مقایسه کنید و از این طریقه به معنی این مثلث پی ببرید؛ شما حتماً یک شباهت و رابطه معنی‌دار بین این سالها پیدا می‌کنید. شما حتی می‌توانید عمیق‌تر وارد این موضوع شوید و مثلاً فرق فردی بین سه خانه‌های یک مثلث را تشخیص دهید. این نوع بررسی‌ها را هم می‌توانید درباره زندگی هر کس دیگر را انجام دهید به شرط این‌که شما تاریخ تولد او را بدانید. هر کس آینده خود را تا حد معینی از طریق حدس و عقل سلیم تا حدودی پیش‌بینی می‌کند و اگر به علاوه عقل سلیم، از این تقویم‌ها استفاده شود، در آن صورت پیش‌بینی‌های دقیق و تعجب‌آوری امکان‌پذیر است

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

استرولوژی متداول که امروزه رواج دارد

استرولوژی را می‌توان به‌طور کلی به دو گروه تقسیم کرد: 1- استرولوژی شرقی که اغلب مبتنی است بر زودیاک نجومی؛ 2- استرولوژی غربی که مبتنی است بر زودیاک برجی. با توجه به تقویم اعتدالین که باعث می‌شود این دو زودیاک نسبت به یکدیگر جابجا شوند ما می‌توانیم درک کنیم که چرا مغایرتی بین این دو مکتب استرولوژی وجود دارد. همان‌طور که قبلاً ذکر شد پیشگویی‌ها توسط تجزیه و تحلیل جدول طالع (Horoscope) صورت می‌گیرند. این‌جا موقعیت خورشید، ماه، سیارات و طالع در برج‌ها و خانه‌ها بررسی می‌شوند و هم‌چنین صاحب برج‌ها. از آن‌جایی که همه بررسی‌ها بر روی پایه برج‌ها استوار هستند و با توجه به این‌که این دو زودیاک در حال حاضر به مقدار حدود 24 درجه نسبت به همدیگر جابجا شده‌اند همه عوامل فوق دگرگون می‌شوند و دو نتیجه مختلف را ارائه می‌دهند.

اغلب مردم در غرب و شرق از برج تولدشان اطلاع دارند؛ زیرا هر روز در اکثر روزنامه‌ها و مطبوعات به‌طور کلی، پیشگویی‌های روزانه یا هفتگی انتشار می‌یابد. این پیشگویی‌ها مبتنی بر برج تولد هستند. اگر کسی بین اول و سی‌ام فروردین متولد شده باشد می‌داند که برج تولد وی Aries (حمل) است؛ ولی این بر حسب زودیاک برجی است؛ زیرا خورشید اول فروردین تا سی‌ام فروردین از برج حمل که مربوط به دایره‌البروج برجی است عبور می‌کند. برج حمل اصلی که مبتنی بر ثوابت (یعنی صورت فلکی حمل) و دایره‌البروج نجومی است، بین حدود 24 فروردین و 24 اردیبهشت قرار گرفته است. در شرق بخصوص در هند از این برج‌های اصلی استفاده می‌شود. در زیر قسمتی از روزنامه هندی Hindustan Times (هندوستان تایمز) آمده است و در این‌جا برای برج‌های مختلف، پیشگویی‌های هفتگی ارائه می‌شود. اگر به تاریخ عبور خورشید از این برج‌ها که برای هر برج درج شده است توجه کنید درمی‌یابید که این دوره‌ها با دوره‌های زودیاک برجی فرق می‌کنند. به عبارت دیگر، همه خصوصیاتی که بری برج اول (حمل) یا فروردین تعبیر و تفسیر می شوند بید طبق سیستم شرقی به کسی تعلق بگیرد که بین حدود 24 فروردین و 24 اردیبهشت متولد شده است. فرض کنید شما در روز دهم اردیبهشت متولد شدید. اکنون طبق احکام نجومی که از سیستم غربی پیروی می کند شما داری خصوصیات برج دوم یا ثور هستید که زهره صاحب ین برج است و عنصر آن خاک است و ... ولی طبق احکام نجومی که از سیستم شرقی پیروی می کند شما داری خصوصیات برج اول یا حمل هستید که مریخ صاحب ین برج است و عنصر آن آتش است و ...توجه داشته باشید که طبق هر دو سیستم فوق ، خصوصیات برج ها و احکام نجومی وابسته به آن یکسان هستند !! سوال ینجاست. یا شما ثور یا حمل هستید ؟ خاک یا آتش ؟ ... تازه ین فقط آغاز موضوع تعبیر و تفسیر است. کدام یک درست است ؟ ینجاست که کار تحقیقاتی جدی شروع می شود و بید از بکار گرفتن احکام نجومی بطور کورکورانه احتیاط کرد. 

برج

فارسی

تاریخ

انگلیسی

تاریخ

سانسکریت

تاریخ

1

حمل

1 فروردین تا 31 فروردین

Aries

March 21 - April 19

Mesha

April 15 - May 14

2

ثور

1 اردیبهشت تا 31 اردیبهشت

Taurus

April 20 - May 20

Vrishabha

May 15 - June 14

3

جوزا

1 خرداد تا 31 خرداد

Gemini

May 21 - June 21

Mithuna

June 15 - July 14

4

سرطان

1 تیر تا 31 تیر

Cancer

June 22 - July 22

Kataka

July 15 - August 14

5

اسد

1 مرداد تا 31 مرداد

Leo

July 23 - August 22

Simha

August 15 - September 14

6

سنبله

1 شهریور تا 31 شهریور

Virgo

August 23 - September 22

Kanya

September 15 - October 14

7

میزان

1 مهر تا 30 مهر

Libra

September 23 - October 23

Tula

October 15 - November 14

8

عقرب

1 آبان تا 30 آبان

Scorpion

October 24 - November 21

Vrishchika

November 15 - December 14

9

قوس

1 آذر تا 30 آذر

Sagittarius

November 22 - December 21

Dhanu

December 15 - January 14

10

جدی

1 دی تا 30 دی

Capricorn

December 22 - January 19

Makara

January 15 - February 14

11

دلو

1 بهمن تا 30 بهمن

Aquarius

January 20 - February 18

Kumbha

February 15 - March 14

12

حوت

1 اسفند تا 29 اسفند

Pises

February 19 - March 20

Meena

March 15 - April 14

جدول شماره 2جدول فوق اسامی برج‌ها را به زبان فارسی، انگلیسی و سانسکریت که همه کم‌وبیش هم‌معنی هستند ارائه می‌دهد. همان‌طور که دیده می‌شود فرق موقعیت خورشید در این دو زودیاک تقریباً سه تا چهار هفته است. برای سیاره مشتری این اختلاف تا نزدیک به یک سال می‌رسد؛ زیرا حرکت مشتری نسبت به خورشید آهسته‌تر است و برای زحل این اختلاف نزدیک به دو سال بالغ می‌شود. اگر از منجمانی که از این موضوع آگاه هستند، پرسیده شود که چرا او از زودیاک منتجنه خود استفاده می‌کند، اغلب جواب می‌دهند که تجربه بهتری با آن زودیاک دارد، در حالی که او با احتمال زیاد، هر دو زودیاک را آزمایش نکرده و تحت بررسی قرار نداده است و این به هیچ عنوان یک رفتار و نگرش علمی نیست.

تقویم‌های گرافیکی که در این کتاب ارائه می‌شوند طبق استاندارد بر زودیاک برجی استوار هستند. ولی برای تعبیر و تفسیر آنها از هیچ قانونی یا عواملی مانند خصوصیات سیارات، برج‌ها، صاحب برج‌ها و غیره که باعث دو نتیجه مختلف نسبت به زودیاک برجی یا نجومی باشد، استفاده نمی‌شود. قوانینی که ما به‌کار خواهیم برد برای هر دو زودیاک نتیجه یکسانی می‌دهد.

از همه قوانین استرولوژی، ما فقط از خصوصیات خانه‌ها که قبلاً به آن اشاره شد استفاده می‌کنیم و آن هم با احتیاط کامل. قبلاً ذکر شد که آغاز خانه‌ها برای هر کس فرق می‌کند و وابسته به روز و ماه تولد اوست. هر خانه دارای یک خصوصیت خاصی است و همه خانه‌ها به چهار گروه یا مثلث تقسیم می‌گردند و سرانجام فقط به یک گروه مثبت و یک گروه منفی تقسیم می‌شوند اکثر منجمین به خصوصیات فردی هر خانه توجه زیادی دارند و برای چهار گروه مثلث توجه خیلی کمتری قایل می‌شوند و گروه مثبت و منفی را تقریباً نادیده می‌گیرند. ولی ما در این کتاب برعکس بیشترین توجه را به گروه مثبت و منفی می‌دهیم و سپس چهار گروه مثلث و خصوصیات فردی هر خانه را تقریباً نادیده می‌گیریم. به‌عبارت دیگر، ما از همه قوانین استرولوژی تنها یک قسمت بسیار کمی را که از طریق آمار نتایج خوبی می‌دهد، مورد استفاده قرار می‌دهیم. ولی با همین قسمت کم و یا کمک تقویم‌های گرافیکی و روش تعبیر و تفسیر آن می‌توان کارهای زیاد و تعجب‌آوری را انجام داد.

تقسیم تقویم‌ها به چهار گروه A، B، C، D

تقویم C، تقویم اصلی و استاندارد می‌باشد. برای این‌که رویدادها با دقت بیشتری با موقعیت سیارات مطابقت داشته باشند، تقویم A، B و D هم تهیه شده است. تقویم C فقط برای کسانی قابل استفاده است که خورشید آنها هنگام تولد در نزدیکی مرکز برج قرار گرفته است.

علتش این است که دامنه هر برج سی درجه است و دامنه هر خانه هم سی درجه می‌باشد. موقعیت خورشید هنگام تولد، حدود خانه اول را تعیین می‌کند. درجه موقعیت خورشید مرکز خانه اول است و بنابراین دامنه خانه اول از 15 درجه جلوتر تا 15 درجه بعد از موقعیت خورشید می‌باشد. از این‌رو اگر خورشید در مرکز برج قرار گرفته باشد،‌ کل سی درجه برج با سی درجه خانه مطابقت خواهد داشت. از آن‌جایی که هر کس با چنین موقعیتی متولد نمی‌شود لذا تقویم‌هی D، B، A نیز تهیه شده است. به‌عبارت دیگر، تقویم B، D، A مطمئن می‌سازند که خورشید هنگام تولد برای هر کس تا حدودی با مرکز خانه اول مطابقت داشته باشد.

شرح زیر اهمیت تقویم گروه A، B و D روشن‌تر می‌کند. فرض شود که فقط از تقویم استاندارد C استفاده می‌شود. اگر کسی اول ماه آذر متولد شود خورشید او در آغاز برج نهم است و بنابراین برج نهم، خانه اول او می‌شود. حال کسی دیگر در روز 28 آذر متولد می‌شود و این‌جا خورشید هم در برج نهم است ولی در قسمت آخر آن. برای این فرد برج نهم هم خانه اول او می‌شود. اکنون فرض می‌کنیم که سیاره مشتری در قسمت آخر برج هشتم قرار گرفته است، مثلاً دارای طول سماوی 239 درجه می‌باشد، یعنی با آغاز برج نهم یک درجه فاصله دارد؛ زیرا برج نهم با 240 درجه آغاز می‌شود. چون برج نهم خانه اول دو نفر مذکور است،‌ لذا برج هشتم خانه دوازدهم می‌باشد. بنابراین تفسیرکننده می‌بایست اثر خانه دوازدهم برای هر دو نفر تفسیر کند که در این صورت اشتباه خواهد بود؛ زیرا مشتری فقط برای نفر دوم که خورشید او در قسمت آخر برج نهم بود در خانه دوازدهم است ولی برای نفر اول که خورشید او در قسمت اول برج نهم بود، مشتری در واقع در خانه اول است. علت این‌ اختلاف این است که دامنه یک خانه به اندازه 30 درجه است و موقعیت خورشید هنگام تولد، نقطه مرکزی خانه اول را مشخص می‌کند. پس برای این‌که چنین اختلافی روی ندهد لازم است که در نظر گرفته شود آیا کسی در قسمت اول، وسط یا آخر یک برج متولد شده است و تقویم A، B و D دقیقاً همین نقطه را در نظر می‌گیرند و بر اساس آن، موقعیت سیارات را نشان می‌دهند. برای این‌که مطمئن شود که برای هر کس، خورشید هنگام تولد تا حدودی با مرکز خانه اول مطابقت داشته باشد هر 5/7 درجه دایره‌البروج به گروه‌های A، B، C و D تقسیم شده‌اند،‌ یعنی هر برج به چهار قسمت تقسیم شد. همان‌طور کع در شکل شماره 7 ملاحظه می‌شود هر گروه حدود یک هفته دربر گرفته‌اند و موقعیت خورشید در آن هنگام حدوداً با مرکز تقویم مربوطه مطابقت دارد. این‌جا دیده می‌شود که تقویم C فقط برای کسانی قابل استفاده است که در وسط ماه متولد شده‌اند. خورشید روزانه حدود یک درجه حرکت می‌کند، لذا حدود یک هفته در هر یک از این چهار گروه می‌ماند. اگر هنگام تولد، خورشید در گروه A بود در این صورت آن فرد باید از تقویم A استفاده کند؛ زیرا فقط در تقویم A، مرکز خانه با موقعیت خورشید مطابقت دارد. مثلاً اگر کسی در روز دهم دی ما متولد شده باشد، طبق شکل 7 ملاحظه می‌شود که خورشید از قسمت گروه B عبور می‌کند و لذا او باید از تقویم گروه B استفاده کند. همان‌طور که دیده می‌شود در تقویم B، مرکز خانه با روز تولد نسبت به تقویم‌های دیگر مطابقت بیشتری دارد. هم‌چنین دیده می‌شود که برج دهم، خانه اول او خواهد بود و بنابراین مثلث اول او دارای رنگ قهوه ی خواهد بود و به این ترتیب رنگ مثلث های دیگر هم مشخص میشوند. جدول روز تولد همه جیز را در و راحت در اختیار خواننده می‌گذارد

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

سیارات

منظومه شمسی ما 9 عدد سیاره دارد که دارای اهمیت می‌باشند.. البته امکان کشف سیارات جدید وجود دارد. سیاره پلوتو در قرن حاضر و سیاره اورانوس و نپتون در قرن قبلی کشف شده‌اند. شکل حرکت سیارات دور خورشید یک دایره کامل نیست بلکه کمی بیضی‌شکل است. سطح صفحه مدار حرکت سیارات کم و بیش در یک سطح قرار گرفته‌اند طوری که منظومه شمسی به یک نیمرو شباهت دارد، یعنی زرده تخم‌مرغ جای خورشید را می‌گیرد و قسمت سفید رنگ تخم‌مرغ نشانگر سطح مدار حرکت سیارات که کم و بیش در یک سطح قرار گرفته‌اند می‌باشد. یک نقطه‌ای که قابل توجه است فواصل سیارات از خورشید می‌باشد. فواصل سیارات از خورشید دارای یک نظمی هستند که به‌عنوان قانون بوده (Bode’s law) معروف است. این قانون باعث شد که سیاره نپتون کشف شود. سیاره Ceres (ثرث) هم توسط این قانون کشف شد. بین مدار مریخ و مشتری تعداد زیادی از سیارات بسیار کوچک که سیارات صغار (Asteroid) نامیده می‌شوند،‌ وجود دارند که Ceres بزرگترین آنهاست. اطلاعات داشتن درباره قانون فوق کمک خوبی است که تصویر شکل منظومه شمسی و حرکت سیارات در ذهن رشد کند و این به نوبه خود کمک خوبی است برای درک و بکارگیری ادوار سیارات که دارای دوره‌های تناوبی هستند که تابع فواصل فوق می‌باشند.

قانون Bode از این قرار است که اگر یک سری اعداد با صفر و سه آغاز شود و هر عدد بعدی دو برابر عدد قبلی باشد (غیر از دو عدد اول) در این صورت سری زیر بدست می‌آید:

صفر، 3، 6، 12، 24، 48، 96، 192 … حال اگر عدد چهار را به هر کدام از اینها اضافه کنیم سری زیر بدست می‌آید:

4، 7، 10، 16، 28، 52، 100، 196 … اکنون روابط بین اعداد فوق کم و بیش مانند روابط فواصل سیارات از خورشید می‌باشد، اینجا فاصله کره زمین از خورشید مقدار 10 دارد. معمولاً فاصله زمین از خورشید به‌عنوان یک A.U. (Astronomical Unit یا واحد نجومی) به‌حساب می‌آید و فاصله سیارات دیگر بر حسب این واحد نجومی ارائه می‌گردند. ، فواصل سیارات بر حسب A.U. ارائه شده‌اند و اگر این فواصل ضرب در ده شوند عددی به‌دست می‌آید که خیلی نزدیک به اعدادی است که طبق قانون Bode به‌دست آمده است. ود. در زمان آقای Bode (بوده) در قرن هیجدهم سیارات اورانوس، نپتون، پلوتو و Ceres ناشناخته بوده‌اند. وقتی‌که در تاریخ 13/3/1781 سیاره اورانوس توسط ویلیام هرشل (William Herschel) کشف شد قانون Bode اعتبار بیشتری پیدا کرد؛ زیرا فاصله اورانوس که دارای حدود 192 فاصله زمینی یا A.U. بود با عدد 196 که طبق قانون فوق به‌دست آمد مطابقت خوبی داشت. تنها نقطه ضعف این قانون مربوط به عدد 28 بود. عدد 28 در جایی بین مریخ و مشتری قرار گرفت که دارای هیچ سیاره‌ای نبود. ولی به علت این‌که طبق قانون فوق، احتمال بسیار زیادی بود که در آن فاصله می‌توانست یک سیاره وجود داشته باشد، یک گروهی از منجمین تشکیل گردید تا آن سیاره را پیدا کنند. در تاریخ 1/1/1801 به‌طور تصادفی پیاسی (Piazzi) یک شیء بسیار کوچکی کشف کرد که بعداً معلوم شد این یک سیاره است و پیاسی اسم Ceres را به آن داد و به این ترتیب سری Bode تکمیل گشت. توسط این قانون در تاریخ 4/8/1846 سیاره نپتون کشف شد ولی کشف این سیاره باعث شد که اعتبار قانون فوق کمتر شود؛ زیرا فاصله حقیقی نپتون با فاصله تعیین شده دارای اختلاف زیادی بود. با کشف سیاره پلوتو این اختلاف حتی خیلی بیشتر شد.

به علت این‌که مسیر سیارات دور خورشید بیضی‌شکل است سرعت حرکت سیارات یکنواخت نیستند. وقتی‌که سیاره دور از خورشید باشد سرعت دورانی سیاره کمتر می‌شود و اگر به خورشید نزدیک شود، سرعت سیاره افزایش می‌یابد. در مسیر هر سیاره یک نقطه وجود دارد که در آنجا سیاره در نزدیک‌ترین موقعیت خود به خورشید است. 180 درجه روبه‌روی نقطه فوق، سیاره در دورترین نقطه از خورشید است و سرعت سیاره به کمترین حد می‌رسد. . مثلاً طول خصیص مشتری در برج اول (حمل) قرار گرفته است و بنابراین مشتری از برج دوازدهم، اول و دوم سریعتر عبور می‌کند و از برج هشتم،‌ هفتم و هشتم کندتر عبور می‌کند.

برای تعیین موقعیت دقیق یک سیاره غیر از فاصله فضایی سیاره، نیز به طول و عرض نیاز است. برای تعیین موقعیت یک مکان بر روی سطح کره زمین ما تنها به دو مختصات طول و عرض جغرافیایی نیاز داریم. ولی برای یک سیاره که در فضا معلق است سه مختصات لازم است. عرض یک سیاره، نسبت به سطح صفحه مدار کره زمین تعیین می‌گردد. سطح حرکت زمین دور خورشید، به‌عنوان مرجع قرار گرفته است و نسبت به این مرجع، سطح حرکت سیارات کمی فرق می‌کنند (مثال نیمرو تخم‌مرغ را به یاد بیاورید) و Inclination (تمایل) نامیده می‌شود و این تمایل همان عرض سماوی سیاره است. مانند عرض جغرافیایی،‌ عرض سماوی نیز می‌تواند شمالی یا جنوبی باشد. تمایل مدار سیارات نسبت به کره زمین خیلی کم است .. فقط تمایل عطارد و پلوتو نسبت به سیارات دیگر بیشتر است.

طول سماوی سیارات از صفر درجه تا 360 درجه در امتداد دایره‌البروج حساب می‌شود. منطقه‌البروج در واقع همین قسمتی از آسمان است که شکل آن مانند یک کمربند باریک است و توسط طول و عرض سیارات محدود شده است. سیارات فقط در محدوده همین کمربند حرکت می‌کنند. برای تفسیر تقویم‌ها ما فقط از طول سماوی سیارات استفاده می‌کنیم. دوازده برج منطقه‌البروج نشانگر طول سماوی است و یک سیاره باید اجباراً در یکی از این بر‌ج‌ها قرار بگیرد. برج‌هایی که نسبت به یکدیگر دارای 120 درجه هستند یک شکل مثلث هندسی را تشکیل می‌دهند . بنابراین ما چهار مثلث داریم و هر مثلث از سه برج تشکیل می‌گردد. برای این‌که چهار مثلث خوب تشخیص داده شوند از چهار نوع رنگ استفاده شده است و برای هر مثلث یک رنگ خاصی انتخاب گردید.

 

 

 

 

ساختار تقویم‌های نجومی

شکل شماره 6

 

 

 

منظومه شمسی از دیدگاه خورشید، «خورشید مرکزی» (Heliocentric) و از دیدگاه زمین «زمین مرکزی» (Geocentric) نامیده می‌شود. شکل شماره 6 دیدگاه زمین مرکزی را ارائه می‌دهد. از دیدگاه زمین مرکزی، حرکت سیارات نسبت به خورشید مرکزی کمی فرق می‌کند. سیارات عطارد ، زهره ، زمین و مریخ «سیارات داخلی» (inner planets) نامیده می‌شوند. همه سیارات دیگر «سیارات خارجی» (outer planets) نامیده می‌شوند. اگر یک ناظر بر روی زمین برای یک سال تمام، حرکت سیارات خارجی و مریخ را مشاهده کند می‌بیند که در زمان بخصوصی سرعت دورانی یک سیاره به تدریج آهسته‌تر می‌شود تا به‌کلی بایستد و سپس تدریجاً به سمت عقب حرکت کند و بعد از مدتی دوباره بایستد و مجدداً به سمت جلو حرکت کند. این پدیده که به علت حرکت دورانی خود کره زمین که ناظر بر روی آن قرار گرفته است،  حرکت رجعی (retrogression) نامیده می‌شود. این پدیده تنها به علت یک اختلاف در زاویه دید ناظر بوجود می‌آید. هر وقت سیاره حدود 120 درجه نسبت به خورشید جلوتر باشد این پدیده آغاز می‌شود و وقتی‌که این فاصله به حدود 240 درجه برسد به پایان می‌رسد. به‌عبارت دیگر، در مورد سیارات خارجی، هر وقت سیاره در روبه‌روی خورشید قرار بگیرد سیاره در حالت حرکت رجعی است و در آن هنگام به بالاترین حد سرعت حرکت رجعی می‌رسد و برعکس اگر سیاره در تقارن با خورشید باشد و نه روبه‌روی خورشید، سیاره دارای حداکثر سرعت جلو رونده می‌باشد.

در مورد سیارات عطارد و زهره ، حرکت رجعی با مقارنة تحتانی (inferior conjunction) آنها مطابقت دارد. هر وقت عطارد یا زهره در مقارنه با خورشید باشند و سیاره بین خورشید و زمین (یعنی جلو خورشید) قرار گرفته باشد، این مقارنة تحتانی نامیده می‌شود و در آن هنگام حرکت رجعی سیاره در سرعت حداکثر می‌باشد. اگر هنگام مقارنه، سیاره پشت خورشید باشد، مقارنه فوقانی (یا علوی) (superior conjunction) نامیده می‌شود و سیاره در حداکثر سرعت جلورونده خود می‌باشد.

همان‌طور که قبلاً ذکر شد، زودیاک برجی مبتنی بر مسیر خورشید و دایره‌البروج است.  اعتدال بهار است  نقطه آغاز دایره‌البروج است و این همان نقطه‌ای است که با لحظه عبور خورشید از خط استوای زمین به سمت شمال، همزمان است. این لحظه هم آغاز عید نوروز است و همیشه با اول فروردین مطابقت دارد. برای نیم‌کره شمالی زمین بهار و برای نیم‌کره جنوبی، پاییز آغاز می‌شود. بعد از اول فروردین خورشید به سمت نقطة نهایی شمالی خود که با اول تیرماه مطابقت دارد حرکت می‌کند. این نقطه «نقطه انقلاب تابستانی» (Summer Solstice) نامیده می‌شود و طولانی‌ترین روز و آغاز تابستان برای نیم‌کره شمالی و کوتاه‌ترین روز و آغاز زمستان برای نیم‌کره جنوبی می‌باشد. بر روی نقشه جغرافیایی جهان این نقطه نهایی توسط یک خط‌مشی مشخص شده است که «مدار رأس‌السرطان» (Tropic of Cancer) نامیده می‌شود. سپس خورشید از این نقطه نهایی برمی‌گردد و به سمت خط استوای زمین حرکت می‌کند تا در روز اول مهرماه دوباره از خط استوا عبور کند، ولی این بار از شمال به سمت جنوب. این روز مانند شش‌ماه قبل است ولی دقیقاً به‌طور معکوس. در این روز پاییز برای نیم‌کره شمالی و بهار برای نیم‌کره جنوبی آغاز می‌شود. سپس خورشید به سمت جنوبی‌ترین نقطه خود که در روز اول دی ماه است حرکت می‌کند. این نقطه «نقطه انقلاب زمستانی» (Winter Solstice) نامیده می‌شود و برای نیم‌کره شمالی با آغاز زمستان و طولانی‌ترین شب و برای نیم‌کره جنوبی با آغاز تابستان و طولانی‌ترین روز مطابقت دارد. بر روی نقشه جهان این نقطه با خط «مدار رأس‌الجدی» (Tropic of Capricorn) مشخص شده است. سپس خورشید برمی‌گردد و به سمت شمال حرکت می‌کند تا در روز اول فروردین مجدداً از خط استوا عبور کرده، این سیکل یک ساله فوق را دوباره از سر آغاز کند.

طبق تعریف فوق ملاحظه می‌شود که یک سال کامل با عبور مجدد خورشید از اعتدال بهار مطابقت دارد. کره زمین در حرکت دوازده ماهه خود دقیقاً 25/365 روز یعنی 365 روز و شش ساعت نیاز دارد تا یک دوره کامل انجام دهد طوری که خورشید مجدداً از خط استوا عبور کند. ولی به علت این‌که سال شمسی عرفی ما دارای 365 روز است لذا لازم است که هر چهار سال یک روز (یک روز = 6 ساعت × 4) به تقویم اضافه شود تا عبور خورشید از خط استوا با اول فروردین مطابقت داشته باشد؛ زیرا درغیر این‌صورت بعد از مدتی فصل‌های سال دیگر با تقویم عرفی مطابقت نخواهند داشت. هر چهارمین سال، سال کبیسه نامیده می‌شود و این سیستم تقویم‌نگاری که امروزه در سرتاسر جهان استاندارد است Gregorian Calender «تقویم گرگوری» نامیده می‌شود. پیشوای کاتولیک‌ها پاپ گرگوری هشتم در سال 1582 م. تقویم رسمی سابق را به «تقویم جولیان» (Julian Calender) معروف بود با حذف ده روز (از 5 تا 14 ماه اکتبر 1582م.) و وارد کردن سال کبیسه مورد اصلاح قرار داد.

 

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

 زودیاک نجومیSidereal Zodiac

«زودیاک» یک لغت یونانی است به معنی «اشکال حک شده» و منظور از همان منطقه‌البروج می‌باشد و زودیاک نجومی به معنی منطقه‌البروجی است که مبتنی است بر ثوابت. وقتی‌که شب به آسمان نگاه می‌کنیم، هزاران ستاره را می‌بینیم و به علت این‌که آنها ظاهراً حرکت نمی‌کنند ثوابت نامیده می‌شوند. البته آنها مانند هر چیز دیگر در عالم حرکت می‌کنند ولی چون آنها بسیار دور هستند، ثابت به ‌نظر می‌رسند. خورشید ما هم یک ستاره است و با سیارات خود همراه با میلیون‌ها ستاره دیگر دور نقطه مرکز کهکشان ما حرکت می‌کند.

منظومه شمسی ما، مانند یک سلول، یک واحد کامل است. نزدیک‌ترین همسایه‌ ما ستاره Alpha Centauri دارای یک فاصله به اندازه 4/3 (چهار ممیز سه) سال نوری می‌باشد. یک ثانیه از این سال نوری دارای یک فاصله به اندازه سیصد هزار کیلومتر است. به‌عبارت دیگر، اگر اندازه منظومه شمسی، یک متر باشد، نزدیکترین همسایه در فاصله حدود سه کیلومتر دورتر قرار خواهد گرفت.

در زمان‌های گذشته برای یک دستگاه مختصات سماوی، ثوابت به‌عنوان مرجع قرار می‌گرفتند و بر حسب آنها موقعیت سیاره‌ها تعیین می‌شده‌اند. آسمان را به دوازده برج منطقه‌البروج تقسیم می‌کنند و هر برج توسط چند ثوابت که یک صورت فلکی تشکیل می‌دادند تعیین می‌شد. دایره 360 درجه‌ای منطقه‌البروج با صفر درجه در برج حمل آغاز می‌شود و با برج حوت که دوازدهمین برج است تمام می‌شود. دامنه هر برج سی درجه است. موقعیت یک سیاره توسط طول سماوی آن که بین صفر درجه و 360 درجه قرار می‌گیرد تعیین می‌شود. امروزه ثوابت دیگر به‌عنوان مرجع قرار نمی‌گیرند و از یک مرجع دیگر که زودیاک برجی نامیده می‌شود استفاده می‌گردد. ولی در بعضی از کشورهای شرقی، ثوابت به‌عنوان مرجع برای استرولوژی و مسایل مذهبی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Tropical Zodiac زودیاک برجی

در گذشته، بعد از مدتی منجمین متوجه شدند که ثوابت، آن مرجع ثابتی نیست که می‌پنداشتند و بنابراین زودیاک برجی توسعه یافت. زودیاک برجی، منطقه‌البروجی است که دیگر بر ثوابت مبتنی نیست بلکه بر موقعیت مسیر خورشید نسبت به خط استوای زمین. مسیر زمین دور خورشید Ecliptic یا دایره‌البروج نامیده می‌شود و مرجع اصلی دستگاه مختصات سماوی امروزی است. این دایره‌البروج مانند منطقه‌البروج به 12 برج که دامنه هر یکی از آنها سی درجه است، تقسیم می‌شود. روزی که خورشید از خط استوای زمین عبور می‌کند و به سمت شمال حرکت می‌کند، اول فروردین یا آغاز سال شمرده می‌شود و آن قسمت از دایره‌البروج که خورشید در آن قرار گرفته است به‌عنوان اعتدال بهار و هم‌چنین آغاز دایره‌البروج به‌حساب می‌آید.

طبق شرح فوق ملاحظه می‌شود که دو نوع منطقه‌البروج وجود دارد که یکی از آنها مبتنی بر ثوابت و دیگری مبتنی بر مسیر کره زمین دور خورشید می‌باشد. به‌ علت اثر نیروی جاذبه خورشید و کره ماه بر روی کره زمین یک پدیده‌ای به‌نام «تقدیم اعتدالین» بوجود می‌آید که باعث می‌شود این دو منطقه‌البروج با همدیگر مطابقت نداشته باشند و به‌طور تدریجی اختلاف فاصله بین این دو زودیاک بزرگتر می‌شود و دارای پی‌آمدهای مهمی که اعتبار استرولوژی را زیر سؤال می‌برد می‌باشد.

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

خصوصیات سمبولیک 12خانه یادایرة المنازل

 

خانه اول ( مثبت) :

خودِ شخص ، بدن ، دانش ، خواب، قوت ، طول عمر، زندگی، مادرِپدر، (زیرا چهارمین خانه از خانه دهم که نشانگر پدر است )، سلامت ذهنی و فیزیکی ، شکل بدن و رنگ بدن ، شهرت ، تحصیلات عالی ، پدرِ ِِ مادر (زیرا دهمین خانه از خانه چهارم که نشانگر مادر است )، تصمیم گیری ،خانه مثبت ، اخلاق ، دین ، اعتقاد.

خانه دوم (منفی):

امور مالی، سود ،زیان ،منبع شخصی و قدرت ، سند ، مال ، سخن، چشم ، دهان ، دندان، زبان ، ناخن ، لباس ، توانایی ابزار فکر ،حافظه ، تصور ، بینی ، صورت، اعضای خانواده ، قرض ، وام ، دارای جوهر، کسانی که تآمین آنها وابسته به شما است، اموال منقول ، معامله ، خرید و فروش .

خانه سوم (مثبت) :

برادر و خواهر ،همسایه ، ارتباط، مکاتبه با هر نوع وسیله ، حافظه ، گرایش به مطالعه ، شجاعت ،آشنایی های موقتی ،مسافرت کوتاه ، پیام ، اطلاعات ، استقامت ، سرگرمی های ذهنی ،دین (زیرا این خانه روبه روی خانه نهم که نشانگر دین است قرار گرفته است و مکمل آن خانه می باشد )، دست، شانه ، گردن ، سیستم عصبی.

خانه چهارم (منفی) :

مادر ، خانه و محل زندگی ، محیط زندگی، وسیله حمل ونقل ، قبر، باغ، ساختمان، امور شخصی، چیزهای محرمانه ، زندگی مخفی ، مزرعه ها ، معدن ، قلب ، سینه ملک ،چیزهای قدیم، دوره بچگی ،داریی های ارثی ، مکانهای عمومی، کشاورزی ،کشتی ها ، چاه ، آب ، شیر ، اعتماد ، تهمت ، چادر ، هنر ، ورود به خانه ،مکانی که در آنجا چیزهای به سرقت رفته نگهداری می شوند ، گیاهان ، غار ، دریاچه ، چیزهایی که در عمق روان و ذهن نهفته است .

خانه پنجم (مثبت) :

فرزند ، گرایش شخصی ، لذت ، جامعه ، استعداد هنری ، تفریح ، ورزش ، رابطه عاشقانه ، بازی، چیزهای فرهنگی ، دانش عمیق ، اخلاق خوب ، قمار ، تشخیص خوب و بد ، ذهن مذهبی ، فعالیت های مذهبی ، خرد ، ثروت فوق العاده زیاد، احساس رضایت خیلی شدید ، مهمانی ،روابط نا مشروع.

خانه ششم (منفی) :

بیماری ، پرستاری ،اعضاء ، کارمندها ، زیر دست یا نوکر ، قرض و وام ، حیوانات خانگی، مستآجر ، دشمن، لباس ، بهداشت ، گیاهان ، نتیجه خوب در مسابقه ، مانع بر سر راه یا فعالیت ، دیوانگی ، غم عمیق ، جنگیدن ، زخمها ، ظلم ، کارهای زشت ، دزدی ، زهر ، زندانی شدن ، زندان بیمارستان .

خانه هفتم ( مثبت ) :

همسر ، جنس مخالف، اتحاد ، ازدواج ،ارتباط آزادانه در جامعه ، خطر در زندگی ، نطفه ، گم کردن راه ، از دست دادن حافظه ،حضور شخص در جامعه بیشتر و قویتر است ، برنده شدن در دعوای قضایی ، با کسی آشنا شدن ، طلاق ،جریمه ، قرار داد، کسانی که با آنها دادوستد می شود ، دعوای قضایی ، شهرت ، مادر ِمادر (زیرا این خانه چهارمین خانه از خانه چهارم است ) .

خانه هشتم (منفی ) :

ارث ، وصیت نامه ، بیمه ، مرگ ، جدایی ، خود کشی ، تصادف ، آتش سوزی ، چیزهایی اسرار آمیز ، بدبختی ، غم ، نگرانی ، محرومیت ، تاخیر ، نا امیدی ، شکست ، زیان ، موانع ، شهرت بد ، خطر از دشمن ، عمل نادرست ، عبور ازرودخانه ، اموال همسر ، ( زیرا این دومین خانه از خانه هفتم است ) دزدی ، محاصره ، معده ، مادر ، ( زیرا این پنجمین خانه از خانه چهارم است ) ، ثروت حرام ، جراحی ، قصاب ، عفونت ، تسلیم ، باز زاد یا زندگی مجدد بعد از مرگ ( طبق عقاید بعضی از فرهنگها ) .

خانه نهم (مثبت) :

ایمان ، خرد ، دین ، مذهب ، بخت ، فلسفه ، عابد ، ارتودوکسی ، اشراق ، کلیساها، مسجد ها ، معبدها ، زیارت از مکانهای مقدس ، تحقیق ، زانو ، کارهای خیر ، اختراعات ، کشفیات ، اکتشافات ، معالم ، قانون ، قضاوت ، قانونی ، رویا ، ارتباط با ارواح ، سفرهای دور و دراز ، سفرهای دریایی ، انتشارات کتاب (منظورکتابهای ارزشمند است ) ، حوزه های قانونی ، مراسم مذهبی ، تاجگذاری .

خانه دهم ( منفی ) :

( خانه پدر) ، کار ، شغل ، شاه ، حکومت ، فرمان ، دولت ، اداره های دولتی کسانی که مقام بالاتر دارند ، قدرت ، حوادث طبیعی ، شهرت ، رفتار ، فعالیت های دنیوی ، پیشرفت ، ترفیع مقام ، مسوولیت ، تجارت ، نوع شغل ، مادرِهمسر ، (چهارمین خانه از خانه هفتم ) ، همسرِ مادر (هفتمین خانه از خانه چهارم ) ، آسمان ، معاش زندگی ، احترام ، قرض و وام ، قسمت پا بین زانو و قوزک ، سقوط از مقام ، فعالیت فیزیکی .

یازدهم (مثبت) :

(خانه سود) ، سود ، دوست ، برادر و خواهر بزرگتر ، نوشتن نامه ، سند ، نامه ، مکاتبه ، مهمانی ، سود بدون زحمت ، نتیجه فعالیت ، ( زیرا خانه قبلی نشانگر فعالیت است ) ،اموال پدر ، ( خانه دوم از خانه دهم ) ، قوزک ، لذت ، تفریح ، گوش چپ، پای راست ، دست چپ ، ثروت ،آغازبخت ، آزادی از رنج و بدبختی ، ترک بیمارستان یا زندان ، دوستها ، برآوردن آرزوها ، امید .

خانه دوازدهم ( منفی ) :

(خانه ترک و جدایی) ، مرگ ، بیماری ، زندانی ، ورود به زندان ، بیمارستان ، زندان ، محرومیت ، زیان ، تصادف ، خرج پول ، خرج نیرو ، ولخرجی ، هزینه ها ، غریب ، آن چیزی که پشت سر یا صحنه می گذارد، خرید ، سرمایه گذاری ، اهداء جدایی از خانواده و رفتن به جاهای دور ، غم ، گناه ، موانع ، محدودیت ، توطئه ، فعالیت های مخفی ، قتل ، احساس کمبود ، ریاضت کش ، حوادث و مخارج غیر منتظره ، تنهایی ، عبادت عمیق ، ترک دنیا ، تماس با ارواح ، ترور ، تبعید ، تحقیقات روانی ، کارهای اسرار آمیز ، خطر از حیوانات ، کف پا ، چشم چپ ، زخم ، عصبانیت ، پایان کار یا چیز دیگر ، فشار مالی ، تیمارستان .

**********

خصوصیات خانه‌های فوق فقط برای اطلاع خواننده ارائه شده تا یک دید کلی درباره اینها بدست بیاورد. خصوصیات خانه‌ها در واقع آنقدر زیاد هستند که حتی یک کتابخانه بزرگ کافی نیست همه اینها را در خود جا بدهد. علتش این است که کل عالم با هر چیز که وجود دارد بین این دوازده خانه تقسیم شده‌اند و اکثر این خصوصیات مشتقاتی هستند که باید مانند جبر استنتاج شوند، زیرا از چند خصوصیت اولیه یا مادری مشتق می‌گردند. مثلاً خانه اول نشانگر خود شخص است، خانه چهارم نشانگر مادر او و خانه دوم نشانگر پول اوست؛ اکنون می‌توان استنتاج کرد که خانه پنجم نشانگر پول مادر است؛ زیرا خانه پنجم، خانه دوم مادر است و الخ …

بر خلاف 12 برج که ثابت هستند، خانه‌ها متغیر می‌باشند و آغاز خانه اول می‌تواند از هر نقطه دایره‌البروج شروع شود. به‌طور کلی خانه اول از آن نقطه آسمان آغاز می‌شود که هنگام ساعت و دقیقه تولد در افق شرق طلوع می‌کند و این نقطه را Ascendant «نقطه طلوع» می‌نامند. در واقع واژه «طالع» مربوط به همین نقطه می‌شود و هندیان این نقطه را Lagna (لگنا) می‌نامند. در ارتباط با تقسیم‌بندی دامنه هر خانه سیستم‌های گوناگونی وجود دارد که در این سیستم‌ها طبق موقعیت جغرافیایی دامنه خانه‌ها فرق خواهند کرد، یعنی دامنه هر خانه به‌طور مساوی 30 درجه نمی‌باشد بلکه بعضی‌ها کمتر از 30 درجه و بعضی‌ها بیشتر از سی درجه دارند. خانه‌ها هم می‌توانند غیر از Ascendant هم از موقعیت کره ماه با خورشید آغاز شود. استفاده از موقعیت کره ماه به‌عنوان آغاز خانه اول در هند رایج است ولی در غرب به‌ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یک اختلاف نظر در استرولوژی که در واقع بسیار جدی است و اعتبار این علم را زیر سؤال می‌برد در ارتباط با همین نقطه آغاز خانه‌ها می‌باشد. اختلاف درباره این است که آیا آن نقطه باید به‌عنوان مرکز خانه اول یا آغاز خانه اول به‌شمار برود؛ زیرا برخی این نقطه (درجه طلوع یا خورشید یا کره ماه) را به‌عنوان مرکز خانه اول و برخی به‌عنوان آغاز خانه اول قرار می‌دهند. همین اختلاف نظر هم در مورد زمان دقیق طلوع خورشید وجود دارد. برخی می‌گویند که زمان دقیق طلوع خورشید آن لحظه‌ای است که نقطه مرکز قرص خورشید به خط افق برسد و برخی بر این عقیده هستند که لحظه دقیق طلوع موقعی است که لبه قرص خورشید به خط افق برسد. اگر دامنه خانه اول سی درجه باشد، اختلاف بین دو نظریه فوق به میزان 15 درجه می‌باشد و این کافی است که طبق روش تفسیر آنها دو نتیجه و پیشگویی‌های مختلف بوجود بیاید.

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

خصوصیات برج‌ها و خانه‌های مثبت:

اظهارکننده، مدعی، شجاع، رسا، فعال، مهاجمی، مصمم، برونگرا، بیشتر گرایش دارد که احساسات خود را ابراز کند.

برج‌های مثبت عبارتند از: حمل، جوزا، اسد، میزان، قوس، دلو

 

خصوصیات برج‌ها و خانه‌های منفی:

انفعال، پذیرا، دفاعی، درونگرا، بیشتر گرایش دارد که احساسات خود را ابراز نکند.

برج‌های منفی عبارتند از: ثور، سرطان، سنبله، عقرب، جدی، حوت

 

خصوصیات برج‌های آتشی، خاکی، هوایی و آبی

آتش: (برج‌های حمل، اسد، قوس)

اظهارکننده، مدعی، مستقل، شجاع و پرذوق، فعال، جاه‌طلب، انرژی و زنده‌دلی، قدرت و تحرک

خاک: (برج‌های ثور، سنبله، جدی)

استواری، رفاه‌ مادی، ثروت، قدرت، مقام، سلامت، فکر قبل از عمل، عملی، مخفی‌کار، سمج، خوددفاعی، کند ولی ثابت‌قدم، خودش را کنترل می‌کند، اقتصادی، استقامت.

هوا: (برج‌های جوزا، میزان، دلو)

خوش‌رو و سرحال، با ادب، مهربان، توانایی ذهنی خوب، فکرهای ثمربخش، هنرمند، آگاه، تعادل ذهنی و روحی.

آب: (برج‌های سرطان، عقرب، حوت)

فکرهای ثمربخش، بدن ضعیف، کم ‌روح ، منفعل، پذیرا، روانی ، اندیشمند، احساساتی.

 

برج‌های حرکت‌پذیر، حرکت‌ناپذیر، حرکت‌پذیر و حرکت‌ناپذیر

حرکت‌پذیر: (برج‌های حمل، سرطان، میزان، جدی)

فعال، پرذوق، جاه طلب، نیرومند، پیشقدم، شهرت، اصلاح‌گرا.

حرکت‌ناپذیر: (برج‌های ثور، اسد، عقرب، دلو)

استقامت،‌ اراده قوی، مصمم، خستگی‌ناپذیر، صبر، عملی، محکم.

حرکت‌پذیر و حرکت ناپذیر: (برج‌های جوزا، سنبله، قوس، حوت)

دوگانگی و دو رو، بی‌ثبات، انعطاف‌ناپذیر، ذهنی، احساساتی، لطیف، نمی‌تواند تصمیم بگیرد، ناآرام، دگرگون‌شونده، دارای استعداد و ذوق، هم‌مشرب و غمخوار.

 

طبق شرح برج‌ها می‌بینیم که هر سیاره در یک برج بخصوصی در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد. ضعیف‌ترین موقعیت یک سیاره عبارت است از برجی که دقیقاً روبه‌روی (یعنی 180 درجه فاصله زاویه‌ای) آن برج قرار گرفته است. مثلاً خورشید در برج حمل در قوی‌ترین موقعیت است و در برج میزان در ضعیف‌ترین موقعیت.

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

معنی سمبلیک برج‌ها

حمل (برج اول)

Aries

مریخ صاحب این برج است، حاکم عنصر آتش، واکه‌ها، مثبت، مذکر، حرکت‌پذیر، شجاعت، رنگ قرمز، سطح زمین که زیر آن جواهر و فلزها هستند، جاه‌طلب، هدف‌های بلندپرواز، عمل سیع، توانایی اجرایی، ذهنی که پر از ایده‌ها باشد، بیش از حد خوش‌بین، متعصب، برونگرا، دارای ویژگی‌های خورشید و مریخ، خورشید در این برج در قوی‌ترین موقعیت خود قرار گرفته است.

ثور (برج دوم)

Taurus

زهره صاحب این برج است، کره ماه در این برج در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد، منفی، مؤنث، عنصر خاک، حرکت‌ناپذیر، رنگ سفید، استقامت، صبر، چیزی را فراموش نمی‌کند، کُند، ثابت‌قدم، تنبل، اعتماد‌به‌نفس، وفادار، سمج، نمی‌بخشد، جنگل یا مزرعه، جایی که دارای آب است و کشاورزها زندگی می‌کنند، دارای همه ویژگی‌های کره ماه و زهره.

جوزا (برج سوم)

Gemini

عطارد صاحب این برج است، دارای همه ویژگی‌های عطارد، مثبت، حرکت‌پذیر و هم حرکت‌ناپذیر، رنگ سبز، بدون غم، همیشه سرحال، بیقرار، وفق‌پذیر، باهوش، مشاور، علاقه به مسافرت، نمی‌تواند تصمیم بگیرد، همیشه فکر می‌کند، ناآرامی درونی، هیچ قانونی را نمی‌پذیرد، سریع می‌فهمد، سخاوت، در مکان‌هایی که هنرمندان و خواننده‌ها و زن‌هایی که بدن خود را می‌فروشند زندگی می‌کنند، اتاق خواب، عنصر هوا.

سرطان (برج چهارم)

Cancer

کره ماه صاحب این برج است و مشتری در این برج در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد. دارای همه ویژگی‌های کره ماه و مشتری، منفی، عنصر آب، مؤنث، حرکت‌پذیر، بیش‌ازحد احساساتی، تصورهای ثمربخش، انعطاف‌پذیر، کم‌حوصله، وفادار، بی‌صبر، خیلی خودخواه، حافظه خوب، دیپلماتیک، کشتزارهای پر آب، مکان‌هایی کنار رودخانه‌ها که پر از درخت و گیاه باشد، مکان‌های پر رطوبت.

اسد (برج پنجم)

Leo

خورشید صاحب این برج است، دارای همه ویژگی‌های خورشید، مثبت، مذکر، حرکت‌ناپذیر، عنصر آتش، سخاوت، هیبت، ایمان، کم‌حرف، گرایش به چاپلوسی، انسان‌دوست، پر ذوق، عدم فکر‌های پست، جنگل‌های عظیم، کوهستان، شریف.

سنبله (برج ششم)

Virgo

عطارد صاحب این برج است و هم در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد، منفی، مؤنث، عنصر خاک، رنگ‌های گوناگون، حرکت‌پذیر و هم حرکت‌ناپذیر، تاجر خوب، کارش را کامل و تمیز انجام می‌دهد، دارو، بهداشت، باغداری، منظم، دقت بیش‌ازحد، دارای همه ویژگی‌های عطارد.

میزان (برج هفتم)

Libra

زهره صاحب این برج است و زحل در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد. دارای همه ویژگی‌های زهره، مثبت، عنصر هوا، رنگ سیاه، حرکت‌پذیر، تعادل ذهنی، توجه زیادی به جنس مخالف، سیاستمدار، تصورهای ثمربخش، کمک به دیگران، خیابان‌ها، مغازه‌ها، محل زندگی یک فرد، ثروتمند، خانه یک تاجر، بازار، مذکر

عقرب (برج هشتم)

Scorpion

مریخ صاحب این برج است، دارای همه ویژگی‌های مریخ، منفی، عنصر آب، رنگ طلایی، حرکت‌ناپذیر،‌ خیلی زرنگ، زحمتکش، بیش‌ازحد انتقادی، مصمم، عمل سریع، معامله خوب، عمل بدون فکر قبلی، استقلال، هیجان، سخن‌چینی، انتقام‌طلب، رک‌گو، مکان‌هایی که دارای حفره یا سوراخ هستند و مارها زندگی می‌کنند، زهر، مخفیگاه، مؤنث.

قوس (برج نهم)

Sagittarius

مشتری صاحب این برج است، مثبت، عنصر آتش، حرکت‌ناپذیر و هم حرکت‌پذیر، رنگ قهوه‌ای، شجاعت، جاه‌طلب، طماع، خوش‌بین، خستگی‌ناپذیر،‌ اعتماد‌به‌نفس، نیرومند، پر ذوق، دارای نیروی زندگی زیاد، جدی، اعتقاد به خدا، درست‌کردار، اقامتگاه شاه، مکان‌هایی که در آن‌جا مراسم مذهبی اجرا می‌شوند، مذکر.

جدی (برج دهم)

Capricorn

صاحب این برج زحل است، دارای ویژگی‌های زحل، مریخ در این برج در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد، منفی، عنصر خاک، حرکت‌پذیر، رنگ زردی که بیشتر سفید است، اجرا سریع، تصمیم‌گیری با دقت، اعتماد‌به‌نفس، راستکار، جدی، از مسخره شده می‌ترسد، صفت‌های بد عبارتند از: نادرست، متقلب، خودخواه، طمع، جنایتکار.

دلو (برج یازدهم)

Aquarius

صاحب این برج زحل است، دارای همه ویژگی‌های زحل، مثبت،‌ عنصر هوا، حرکت‌ناپذیر، رنگ سفید تیر، باهوش، با احتیاط و دقت، اندیشمند، کند در فهمیدن، حافظه قوی،‌ عدم تنگ‌نظری، رک‌گو، عدم خودخواهی، مددکار، فکرهای نوین، محقق، سمج، گرایش به علم، مکان‌هایی که در آن‌جا آب خشک شده است، محل زندگی پرنده‌ها و افرادی که شراب تولید می‌کنند یا قمار می‌کنند، آن‌جایی که در خانه ظروف نگهداری می‌شود.

حوت (برج دوازدهم)

Pises

مشتری صاحب این برج است و زهره در قوی‌ترین موقعیت خود قرار می‌گیرد، منفی، حرکت‌پذیر و هم حرکت‌ناپذیر، رنگ سفید، سلامتی متوسط، معتاد، منفی، فلسفه، اندیشمند، تصورات قوی، رک‌گو، کمک به دیگران، زود می‌بخشد و کینه در دل نگه نمی‌دارد، بیش‌ازحد آزاد، سخاوتمند، عنصر آب، مکان‌های مذهبی و مقدس (به علت این‌که مشتری صاحب این برج است)، دریا و دریاچه‌ها، مکان‌هایی که در آن‌جا علما و روحانیون زندگی می‌کنند.

 
نویسنده: فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۳٩۱/٩/۳٠

خصوصیات سمبلیک سیارات

میان همه سیارات، مشتری بهترین اثر را دارد و معروف به سعد اکبر است. زهره به‌عنوان سعد اصغر شناخته است.

بدترین سیارات، زحل، مریخ و «سیارات سایه‌ای» یعنی رأس و ذنب (گروه صعودی و نزولی کره ماه) هستند. طبق باور هندیان، اثر رأس مانند زحل است و اثر دنب مانند مریخ. زحل و مریخ معروف به نحسین هستند، ولی اثر زحل نسبت به مریخ خیلی بدتر است.

خورشید : Sun

صاحب برج اسد است، پدر، روح، چشم، نیروی زندگی، مرد،‌ نمایانگر سمت شرق، جنگجو،‌ فلز مس، یاقوت، لباس کلفت، مازه تلخ، موجودات چهارپا، فلزات به‌طور کلی، زرداب، رنگ فلز مس، استخوان، مسجد، کلیسا، معبد، چیزهای ثابت، وادار کردن توسط مجازات، سن 50 سالگی (در بعضی از نوشته‌ها، سن 22 سالگی)، دوره زندگی بین سن 41- 23،‌ مذکر.

کره ماه: Moon

صاحب برج سرطان، ذهن، مادر، آب، شیر، چیزهای غیر ثابت، چشم، سن 80 سالگی (در بعضی از نوشته‌ها، سن 24 سالگی)، دوره زندگی بین سن صفر تا چهار سال، مؤنث، سمت شمال غربی، مروارید، نقره، طبقه علما، مازه نمکی، لباس نو، حشره‌ها، دنیای گیاه، وادار کردن توسط پول، رنگ سفید، رودخانه‌ها، دریا، خون و گوشت، فقط به زمان حال فکر می‌کند، کم روح، مسافر، ماهی، کسانی که روی کشتی کار می‌کنند یا پیام می‌رسانند.

عطارد : Mercury

صاحب برج جوزا و سنبله، پسر، اعصاب، مغز، مؤنث، سمت شمال، پایین‌ترین طبقه جامعه، جیوه، زمرد سبز، مخلوطی از فلزات، مازه مخلوطی، لباسی که قسمتی از آن تر باشد، پرنده‌ها، سن 32 سالگی، دوره زندگی بین 5 تا 14 سال، دنیای گیاهان و فلزات و حیوانات به‌طور مخلوط، وادار کردن توسط ادب، رنگ سبز، کسی که زرنگ است و دارای تلفظ واضح، حرف‌های دو معنی، در حرف زدن و لباس پوشیدن از دیگران تقلید کردن، باهوش، شهربازی، پوست.

زهره: Venus

صاحب برج ثور و میزان، مؤنث، سمت جنوب شرقی، طبقه علما، نقره، الماس، مازه ترش، لباس زیبا و قوی و زینت شده، هنر، موزیک، موجودات دو پا، دنیای حیوان‌ها (شامل انسان)،‌ وادار کردن توسط مشورت خوب، مکان‌های تفریح، نطفه، زن زیبا، جواهر، سن 16 سالگی (یا 25 سالگی)، دوره زندگی بین سن 15 – 22، رنگ‌های گوناگون (مانند رنگین‌کمان)، ثروت، آسایش،‌ اطاق خواب، تئاتر.

مریخ: Mars

صاحب برج حمل و عقرب، مذکر،‌ سمت جنوب، طبقه جنگجویان، مرجان، مس، طلا، مازه تند، لباسی که قسمتی از آن سوزانده شده باشد، جنگ ، موجودات چهارپا، دنیای فلزات، وادار کردن از طریق مجازات، قرمز، ورزش، شجاعت، بی‌صبر، ناآرام، جایی که آتش روشن می‌شود، آشپزخانه، مغز استخوان، سرباز، جراح، سن 28 سالگی، دوره زندگی بین سن 42 – 56، بچه.

مشتری: Jupiter

صاحب برج قوس و حوت، سن 30 سالگی (یا 16 سالگی،‌ طبق بعضی نوشته‌ها) دوره زندگی بین سن 57 ـ 68، مذکر، سمت شمال شرقی، طبقه، علما، یاقوت زرد، طلا، مازه شیرین، لباسی که نه کهنه و نه نو است، موجودات دو پا، دنیای حیوانات (شامل انسان)، وادار کردن از طریق مشورت خوب، رنگ زرد، دانایی، خرد، صدای قوی، بدنی که بزرگ و چاق است. جایی که گنج است، مواد چرب، دین، معالم، رهنما، دوست، عسل، روغن، دادگاه، وزیر، حقیقت، افرادی که در دادگاه یا در کاخ شاه یا در باغ کار می‌کنند، کسانی که با عسل، روغن یا ابریشم تجارت می‌کنند.

زحل: Saturn احب برج دلو و جدی، سن 100 سالگی (در بعضی از نوشته‌ها سن 36 سالگی) دوره زندگی بین سن 69 ـ 108 سال، مؤنث، سمت غرب، پایین‌ترین طبقه جامعه مخلوط با طبقه دیگر، یاقوت کبود، زرداب، آهن، مازه قابض، نادانی، لباسی که کهنه و خراب باشد، پرنده‌ها، دنیای گیاه، وادار کردن از طریق ادب، رنگ سیاه، قبرستان، جاهای کثیف، تنهایی، جایی که طبقه پایین جامعه زندگی می‌کند، اعصاب، رنج، بدبختی، فقر، ریاضت‌کش، زحمتکش، کفر، سرگردانی، دشمن، احتیاط، صبر، جدیت، سکوت، تصور زیاد.

مطالب قدیمی تر »
فرزانه (ربابه)دریاباری
اینجانب ربابه (فرزانه) دریاباری فرزند سید صدر دانش آموخته کارشناسی روانشناسی مشاوره از دانشگاه فرح (الزهرا) می باشم0 به روانشناسی شخصیت محیط زیست تاریخ ادبیات فرهنگ و هنر ایران زمین دلبستگی فراوان دارم.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :